![]() |
![]()
هفته گذشته دو روزنامه هم میهن و شرق روی دکه مطبوعات رفت. شرق به مدیر مسئولی رحمانیان و هم میهن به مدیر مسئولی کرباسچی و سردبیری قوچانی. بعد از روی کارآمدن دولت احمدی نژاد، کارگزاران، اعتماد ملی و هم میهن سه روزنامه ای هستند که از طرف منتقدان اساسی دولت شروع به انتشار کرده اند. از دو موضوع بی عرضگی و کج سلیقگی حزب اللهی ها در کار مطبوعاتی و سیاسی کاری های مضحک نوچه های کروبی در اعتماد ملی که بگذریم، چند نکته به ذهنم می رسد: اول اینکه عجب پول هایی دارند این کارگزارانی ها! در عرض کمتر از یکسال هم روزنامه کارگزاران را تأسیس کردند هم هم میهن را.
شرق در دوره گذشته حداقل این ویژگی را داشت که پس از سالها شعار زدگی سیاسی جبهه اصلاحات ، در لایه روشنفکری به جای اعتقاد به حذف و فحش دادن به رقیب تا حدودی مظهر یک نوع عقلانیت مدرن و منتقد نسبت به شرایط سنتی جامعه شده بود و همین ویژگی باعث شده بود تا جای خوبی در بین نخبگان جامعه باز کند، بخصوص فارغ التحصیلان نظام دانشگاهی که نوع نگاه شرق با نوع نگاهی که در پس زمینه ذهنی آنها از عقلانیت به روایت مدرن شکل گرفته بود تناسب داشت. حتی ادبیات شرق باعث شده بود تا بسیاری از مدیران حزب اللهی تحصیل کرده هم بعد از تورق کیهان نگاهی به شرق و سرمقاله های آن داشته باشند. اما به نظر من شرق دو اشکال اساسی داشت. یکی این که در دوره انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن تحت تأثیر مدیران سیاسی به شدت به سمت فحاشی و سیاسی کاری علیه دولت رفت که در این سیر، شرق باکلاس منتقد مدرن تبدیل شد به روزنامه ای که حاضر شد کاریکاتور خر از رئیس جمهور بکشد. داخل پرانتز عرض کنم که اصولا من فکر می کنم لایه مدیران سیاسی این روزنامه ها هیچ ربطی به لایه روشنفکری آنها ندارد. کرباسچی و عطریانفر و مرعشی و کارگزارانی ها اصولا در این حدها نیستند، دموکراسی خواهی و عقلانیت مدرن و حقوق بشر و...همه وسیله و بهانه ایست برای این که آقایان در انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری و... به قدرت برسند و سهام فلان بانک خصوصی و فلان شرکت و فلان املاکشان در کرمان حفظ شود. شرق، هم میهن،کارگزاران، محمد قوچانی ، سروش ، حتی نصر که هیچ چیز از سنت گرائی اش را هم نمی فهمیم ،عَلَم می کنیم، چه فرقی می کند؟ هر کسی را که احساس کنیم برای نخبگان جامعه و نظام دانشگاهی به عنوان آلترناتیو تفکر ناب انقلابی قابلیت سرمایه گذاری دارد مطرح می کنیم. مهم اینست که ما به قدرت برسیم. اشکال دوم شرق هم این بود که اصولا این نوع نگاه منتقدانه مدرن در همان اروپای عصر روشنگری جواب می دهد، در ایران شانزده سال هم که فضای فرهنگی سیاسی در دست معتقدان جدی به تفکر مدرن باشد نهایتا نتیجه آن احمدی نژاد می شود! نتیجه ای که با هیچ تحلیل مدرن و پست مدرنی قابل توجیه نیست. اصولا معادلات فرهنگی سیاسی جامعه ما پیچیده تر از آنست که با یک نظریه دموکراسی خواهی و یک شعار حقوق بشر همه چیز آن حل شود. اگر قرار بود مسائل ما با این شعارها حل شود شاید در عصر مشروطه حل شده بود و بعد از دویست سال امروز ما ژاپنی، کره ای، مالزی ای، چیزی شده بودیم. به هر حال امیدوارم حداقل عقبه فرهنگی این روزنامه ها کمی انصاف داشته باشند و به کارهایی غیر از فحاشی علیه دولت و مسخره کردن احمدی نژاد هم بپردازند. ● نوشته شده در تاریخ یکم خرداد 1386 ● | |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |