تبليغاتX
::نفسانیات یک من:: - کدام علم ؟ کدام زکات؟
فارغ التحصيل مهندسي برق از دانشگاه صنعتي اصفهان
دانشجوي كارشناسي ارشد الهيات
دانشكده علوم حديث شهر ري
علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل


با وجود این‌که فرق تورم نقطه‌ای و متوسط را می‌فهمم در انتخابات22خرداد 1388 به احمدی‌نژاد رأی دادم و به این‌که جزء سیاهی لشکر جبهه اشرافیت سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی نبودم افتخار می‌کنم.

به آینده امیدوارم.



صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
ما و خودمان
میرزا قلی‌خان راپورتچی
روایتی دیگر
پارک ممنوع والا پنچر می‌شوید
تله پــاتی
چــای نــبــــات
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
ســـــــفیــــــر
قرار شبــانه
خاکریزیسم
تسنیم
توهم
این راه بی نهایت
محمد حسین ساعی
آرمانخواهی
انانيت من
من و خودم
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
شطرنج ناتمام
هـــــــوا خـــــــوري
ثقـــلیــــــن
باد صبا
محدث
تشريك
گیومه
زمانه
روستاي فطرت آباد
من پت هستم
حديث هجرت
اینجا نبودن
نقطه سر خط
یهود شناخت
پرواز تا ناکجا آباد
نقش
هابيل
سه الف
شقشقيه
مسک
تلنگر
مکتبخونه
سيد احمد فرديد
نشريه فتيان
عقل آباد
مسأله روش
رويش
قرارگاه
سواد قریه
آرمانشهر
شاهد بيآورم..؟
براي خاطر آيه‌ها
دو چشم
عصیان
نطع نمک
افکار یک من
تأملات
حوض فیروزه‌ای
كوچه صداقت
گوش قرمز
در جستجوی حقیقت


ترجیح می‌دهم وبلاگ‌هایی را در قسمت دوستان قرار دهم که نویسندگان آنها را از نزدیک بشناسم





*دوستت دارم مرد!*
*فوتبال در روزگار فروبستگی!*
*فتوحـــات مکـــیه*
*فتوحات مدنیه*
*انقلابی هستیم چون محافظه‌کاریم!*
*گفتگو با شهریار زرشناس در مورد مشروطه*
*فرهنگ، تمدن و انقلاب اسلامي*
*آن شراب طهور که شنیده ای میکده اش کربلاست*
*صل علي محمد، ياور رهبر آمد؟!*
*ابن خلدون و عقلانیت*
*جوامع حدیثی متقدم شیعه*
*گفتگو با حاج آقا میرباقری*
*پايان اتوپی‌های مدرن*
*کنکور ارشد + فلسفه + Chat + علوم حدیث + ....*
*تأملی در احادیث ثواب اعمال*
* IUT+ چماق +...*
* سید احمد فردید، سولات من و پاسخ های استاد طاهرزاده *
* طغیان *
* بیمه عمر *
* کدام علم، کدام زکات؟ *
* دو روایت در مورد رزق *
* تاریخ از نگاهی دیگر *
* پیامبر و دیگر هیچ! *



آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
 










 

زکات علم نشر آنست.

تعلیم و تعلم عبادتست.

طلب علم بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.

این جملات و جملاتی دیگر شبیه آنها مضامینی هستند که جو علم زده جامعه از دبستان تا دانشگاه در گوش ما خوانده و در توضیح آنها هم مراد از علم را ریاضی، فیزیک، زیست شناسی، تاریخ و جغرافیا و....تعبیر کرده است.

اما به نظر می رسد اساسا ماهیت علم و بسیاری دیگر از مفاهیمی که در دنیای جدید مطرح می گردد با در نظر گرفتن کارکردی که در دنیای جدید دارند با آنچه که فهم قدمای ما بوده متفاوت است.

«تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة»؛ آیا این روایت معروف یعنی این که یک ساعت عقربه ای کوارتز برداریم و بنشینیم تا عقربه ساعت شمار آن یک دور بچرخد و در این مدت به چگونگی پرداخت قسط های عقب افتاده وام بانکیمان فکر کنیم و بعد هم خدا را شکر کنیم که هفتاد سال عبادت کرده ایم!؟

آیا عشقی که دی کاپریو و آمیتاباچان برای ما به تصویر می کشند همان عشقی است که حافظ و مولانا از آن صحبت می کنند؟ یا نظربازی حافظ که ظاهرا مورد ملامت یاران او بوده، یعنی همین که در سریال ترش و شیرین هر کس از جنس مذکر به هرکس از جنس مونث که می رسد حتی بدون در نظر گرفتن توصیه های روانشاسی جدید و حداقل عقل که سنخیت دو طرف را مورد تأکید قرا می دهد ، با یک نگاه ، یک دل نه، صد دل عاشق شود؟!

یا فرض کنید اگر ابوعلی سینا و زکریای رازی زنده بودند حاضر بودند هر روز در مورد فوائد و مضرات چایی و قند نظرات متناقض ارائه دهند؟ یک روز از یک کمپانی پول بگیرند و حاصل تحقیقاتشان این شود که چایی خوب است، چون مانع سکته قلبی و سرطان و ...می شود و یک روز هم با پول بیشتری که کمپانی دیگر می دهد حاصل تحقیقاتشان این شود که چایی بد است چون سرطانزاست و آهن خون را دفع می کند؟!

در جامعه ما کم نیستند افرادی که علم و دانش و هر چیز جدیدی که در غرب وجود دارد را به قرآن و حدیث ربط می دهند و با یک سفر خارج که می روند نظریه پرداز می شوند که: «عجب! ببینید این کفار چطور بر ما سبقت گرفتند در عمل به جمله مولا علی (ع) که فرمودند الله الله فی نظم أمرکم....آقا مردم چقدر به قوانین راهنمایی رانندگی احترام می گذاشتند ...نه آقا اصلا اونها مسلمان واقعی اند، ببینید چقدر در علم پیشرفت کرده اند، خوب خود خدا توی قرآن گفته دیگه و سخر لکم ما فی السموات و الأرض اونها هم رفتند دنبالش بهش رسیدند...»

آیا مردم سوئیس که برای یک بار بدون بلیط سوار قطار شدن باید جریمه ای نزدیک به شش هزار یورو یعنی نزدیک شش هفت میلیون تومان به پول ما بپردازند، از ترس جریمه قانون شکنی نمی کنند یا از بس آدم های خوب، راستگو و با صداقتی هستند؟

از نظر عده ای که وصفشان رفت احتمالا زکات علم هم یعنی همین که درب دانشگاه های آنها به روی دانشجویان ما باز است و  چقدر با سخاوت و بدون کنکور و زده کردن جوانها از علم دانشجو می گیرند و... هم به توصیه های قرآن و پیامبر اسلام در مورد اهمیت علم عمل می کنند هم با این جور کارهای خداپسندانه زمینه و استفاده از اینترنت و کتابخانه های آنلاین علم را نشر می دهند و زکات علمشان را هم پرداخت می کنند. به به! چه آدم های خوبی!

شرقی ها و ایرانی ها براحتی وارد دانشکده های فنی و مهندسی و پزشکی در خارج از کشور می شوند، برای این که عمله های خوبی برای پیاده کردن اهداف کلان اقتصادی نظام سرمایه داری و پیچ و مهره های خوبی برای کارهایی هستند که در Microsoft و ناسا زمین مانده و چند کارگر می خواهد تا با کار بیشتر سیستم را به نتایج و اهداف اقتصادی اش برساند.

بله. انگلیسی ها هم دانش ساخت پیکان را پنجاه سال پیش با سخاوت به ما دادند، ولی وابستگی ما به این نوع خاص از تکنیک و مهارت فنی ای که به ما دادند و تعمیرات و نگهداری آن تا سال های سال دغدغه ما شد و ما را وابسته و مشغول به یک صنعت سطح پایین نگه داشت، ضمن این که به این نکته هم باید فکر کنیم که آیا الآن هم غربی ها حاضرند در زمینه تکنولوژی هوایی، بیوتکنولوژی ، انرژی هسته ای و...هم همان دست و دلبازی را داشته باشند یا قیمت خون پدرشان را برای انتقال هرکدام از این تکنولوژی ها می خواهند؟

در دنیای جدید پول و اقتصاد و دنیازدگی است که حرف اول را می زند و همه چیز از جمله علم ذیل همین اقتصاد است که معنی پیدا می کند. مفاهیم دیگری نظیر توسعه ، تکنولوژی و... هم مفاهیمی هستند که ابتدا باید به درک درستی از آنها و بستر شکل گیری آنها در دنیای جدید برسیم، سپس به قضاوت در مورد آنها و ارتباطشان با مفاهیم دینی فرهنگ خودمان بپردازیم.

البته فراموش نکنیم که ما قطعا به علم و تکنولوژی روز و بکارگیری آن ، بروز بودن و تحصیلات تخصصی دانشگاهی و...نیازمندیم، اما باید بدانیم که جایگاه آن ها در طرح کلی تمدنی ما کجاست؟

نیاز ما به بسیاری از دانش ها و مهارت ها، یک نیاز از سر اضطرار است که باید در اصول کلی فرهنگ ما دوباره مهندسی شود و جایگاه و کارکرد جدید آن ها با توجه به اهداف نگاه دینی ما به هستی بازتعریف شود.


● نوشته شده در تاریخ چهاردهم اردیبهشت 1386 ● |






 

Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.