![]() |
![]()
یکی دو تا روایت بود در این کتاب جایگاه رزق انسان در هستی که مشغول مطالعه آن هستم: اولی، از پیامبر صلی الله علیه و آله: إن الله تعالی ینزل المعونة علی قدر الموونة و ینزل الصبر علی قدرالبلاء (نهج الفصاحه حدیث شماره۷۷۶) خداوند کمک و خرج خود را به اندازه نیاز و احتیاج انسان ها نازل می کند، همچنان که صبر را بر اساس وسعت بلا نازل می کند. به این فکر کردید اگه نزدیکان یک کسی که تازه از دنیا میره به اندازه کافی صبر نداشتند چی می شد؟ همان طور که خدا به آنها به اندازه مصیبت صبر می ده به آدم ها هم به اندازه نیازشان رزق میده.
دومی، از حضرت علی علیه السلام: إنه یختبرهم بالأموال و الأولاد لیتبین الساخط لرزقه و الراضی بقسمه (نهج البلاغه کلمات قصار۹۳) خداوند از طریق امتحان با مال و فرزندان، روشن می کند چه کسی به رزقش که خدا به او داده ناخشنود است و چه کسی به قسمت و رزقش راضی است. اصلا خدا به یک عده ای زیاد داده، به یک عده ای کم داده تا ببینه کی روی حرف خدا حرفی داره؟ البته برای امثال ما که عموما مثل کشورهایی که قوانین بین المللی سازمان های جهانی را اصطلاحا با تحفظ می پذیرند- یعنی مثلا منشور حقوق بشر سازمان ملل را امضا می کنند ولی آخرش قید می کنند که ما با در نظر گرفتن قوانین داخلی خودمان این منشور را قبول داریم و هرجا مخالف فلان اصول قانونی ما بود، منشور بی اعتبار است - ما هم یک چیزهایی توی کله مان رسوب کرده که تا روایاتی اینجوری را می بینیم صد تا سوال و شبهه طرح می کنیم که اٍ....پس اصلا نباید دنبال رزق برویم، پس تلاش به چه درد می خورد؟ پس چرا فلانی اینقدر پولداره؟ و یک کم با خودمان فکر کنیم برای قضاوت در مورد این مقولات نگاه معصوم به هستی به حقیقت نزدیکتر است یا توهمات ما؟ ● نوشته شده در تاریخ پنجم اردیبهشت 1386 ● | |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |