![]() |
![]()
حاشیه... ● فرهاد جعفری ( سایتش را ببینید چیزهای جالبی مینویسه) بعد از برنامه دیشب دکتر احمدینژاد در گفتگوی ویژه خبری به یکی از بچهها س.م.س زده بود که: شما بچه مسلمونها به خودتون ببالید به خاطر هوش، شرف و شجاعت این آدم. ● در طی چند ماه گذشته به رأی دادن به میرحسین موسوی هم فکر کردهام و ایشان هم چه رئیس جمهور بشود چه نشود برایم محترم و عزیز هستند. این را گفتم که بگویم مطلب زیر را از سر تعصب کورکورانه نسبت به احمدینژاد ننوشتهام. ● بعد از مناظره احمدینژاد – موسوی بعضی پیامها و اظهارنظرها از بعضی دوستان دریافت میکنم که در آن این محورها طرح میشود: وای اخلاق چی شد؟ چرا اسم بعضیها را برد؟ رئیس جمهور بیترمز نمیخواهیم و قس علی هذا. البته نمیدانم نوشتن این متن روی اینترنت چقدر در تغییر آراء مؤثر است ولی مینویسم.
که خب الحمدلله دیدم اخبار داره روی روال عادیش پخش میشه! از بعد صحبتهای ساختارشکنانه در مناظره با موسوی با دوستان بحث میکردیم که حتما آقا در صحبتهای مرقد امام(ره) حال احمدینژاد را میگیرد و حداقل یکی دو نکته در باب اخلاق انتخاباتی میگوید که البته هیچ کدام از اینها اتفاق نیافتاد و به نظرم دوستانی که اینقدر دغدغه نظام و تندروی احمدینژاد را دارند به این نکته باید توجه بیشتری داشته باشند. موقع انتخابات دو خرداد 76، آقا به خاطر یک اتفاق کوچک (راه افتادن کارناوال شادی در روز عاشورا به اسم ستاد خاتمی) موضعگیری کردند، اگر میخواستند راجع به کارهایی که احمدینژاد در مناظره کرد موضع منفی بگیرند حداقل دو سه ساعت باید حرف میزدند و احمدینژاد را نصیحت میکردند! ضمن اینکه بعضی صحبتهای صریح ایشان در دیدار با اعضای مجلس خبرگان در یکسال گذشته هم که در آن صریحا از کسانی که تریبون دارند و علیه وضع موجود سیاهنمایی میکنند(به نظر شما کسی غیر از آقای هاشمی منظور بودند؟!) انتقاد کردند شاهد دیگری بر این مدعاست که خودشان هم دل خوشی از نحوه برخورد آقای هاشمی با دولت نهم نداشتند. نَفسِ صحبتهای مرقد امام(ره) و تذکر های انتخاباتی هم یا خنثی بود و به همه مربوط بود و یا بیش از آن که به احمدینژاد متوجه باشد، متوجه بقیه کاندیداها بود. اختصاص قسمت قابل توجهی از صحبت ها به عزت و اقتدار ایران و توجه دادن به این نکته که برخی که میگویند برگشتن به شعارهای انقلاب موجب سرافکندگی و عقبماندگی ماست بیربط میگویند(قابل یا اینکه مینشینند مثل کروبی و رضایی با هم مشاعره میکنند و چشمک میزنند و یا اینکه یکیشان مثل مناظره موسوی- رضایی، مجری میشود و دیگری به ابهامهای او پاسخ میدهد و به هر حال ته حرفشان نفی شرایط فعلیست که محصول کار احمدینژاد است! تا اینجا راگفتم که دوستانی که خیلی فکر میکنند وای چقدر بیاخلاقی شد و نظام به باد رفت و .... یه کم بنشینند فکر کنند چرا آقا که به لحاظ سابقه تاریخی در موارد پیش پا افتاده تر موضعگیری کرده اند در این قضیه به این مهمی ساکت گذشتند؟ بله من هم شاید با انتخاب مصداق خانم رهنورد برای طرح موضوع مدرک گرایی مدیران موافق نباشم و آن را کجسلیقگی بدانم اما با این حرفهای تیتیش مامانی که وای اخلاق چی شد؟ اصلا موافق نیستم. به نظرم سکوت چهارساله دکتر و این اوجگیری غیرقابل پیشبینی او در این هفته حتی اگر با برنامهریزی برای کسب آراء هم باشد باید هوش و ذکاوت سیاسیاش را تحسین کرد. در طول چهارسال گذشته هرکاری خواستند کردند، هر تهمتی خواستند زدند (و البته بعضیجاها و در بعضی قضایا هم دولت خودش بهانه به دست مخالفان داد) ولی مشی کلی دولت و احمدینژاد این بود که زیاد درگیر پاسخگویی به تخریبها نشود.
هر کاری علیهاش کردند به پشتگرمی بعضیها کوتاه نیآمد. تصویرش را در صفحه اول اعتماد ملی در حالی که میز ریاستش را بغل کرده بود و گفته بود منتقدان را به پای میز محاکمه میکشانم! هیچ وقت فراموش نمیکنم. میگویند چرا گفت بیست و چهار سال؟ چرا همه گذشته نظام را به باد داد؟ خب برای این که همین دانشگاه آزاد که یک نمونه حلقه بسته مدیریتی است و امروز یک کارتل بزرگ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی در کشور است یک شبه به اینجا نرسیده است در طول زمان به اینجا رسیدهاست. این هیچ ربطی به نفی گذشته انقلاب ندارد. حالا دیگه من به خیلی از اتفاقات مشکوک دیگری که در این سالها افتاد و به نظرم بوی کارشکنی علیه دولت ازش میاومد نمیپردازم. قضیه گاز ترکمنستان که وسط سرمای زمستان قطع شد، قضیه بیبرقیهای تابستان اول دولت و ... به نظرم احمدینژاد انرژی پاسخ به همه این کارشکنیها علیه دولت را جمع کرد برای همین یک هفته مانده به انتخابات و با تابوشکنی در بردن اسم بعضیها و شوک دادن به همه، افکار عمومی را به نفع خودش بسیج کرد.
دوستانی هم که میخواهند تا آخر عمرشان مثل سالهای دبیرستان و دانشگاه و تاکسی و سبزی فروشی و .... همواره دنبال توجیه برای نحوه زندگی فرزندان هاشمی و ناطق نوری و x و y باشند خوش باشند. انگار بعضی از ما انقلابی بودن و حزب اللهی بودن را برای این انتخاب کردهایم که راحت باشیم و شرایط موجود را حفظ کنیم و هیچ تکانی نخوریم. انقلابی بودن را انتخاب کردهایم چون محافظهکاریم! میگویند اینها تندروی است. به جایی نمیرسد، کار باید برنامه داشته باشد، معقول باشد، حساب شده باشد.
ثانیا این که اصولا انقلاب آدم را در افقی میاندازد که لوازم طی مسیر برای رسیدن به آن چندان مشخص نیست. آدم یک گرمایی را از دور حس میکند و افقی را میبیند و به رسیدن به آن ایمان دارد اما نمیتواند به تفصیل چگونگی طی راه را برای همه بازگوکند. شاید این قسمت آخر موجب خنده بعضیها هم بشود اما فکر میکنم حالیاست که امروز در خیلی از بچههایی که برای پبروزی دکتر احمدینژاد تلاش ميکنند وجود دارد و هروقت حجاب افق انقلاب اسلامی برای ما کمرنگ شود این حالت تشدید میشود. الآن که این مطلب را مینویسم برایم مهم نیست که چه کسی رئیس جمهور شود. شور و نشاط انقلابیای که در این صحنه برای خیلی از بچهها ایجاد شدهاست به آدم این انرژی را میدهد که تا صد سال هم وسط میدان باشد و بجنگد. این روزها انگار هوای عالم انقلاب است که جان آدم را نوازش میدهد. ● نوشته شده در تاریخ شانزدهم خرداد 1388 ● | |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |