![]() |
![]()
پيامبر و ديگر هيچ!
نمي دانم براي شما پيش آمده كه كسي(از همين آدم هاي معمولي) را تا سرحد عشق دوست داشته باشيد و بخواهيد با او حرف بزنيد(براي خود من هم هنوز به صورت جدي پيش نيامده ، دعا كنيد براي همه نويسنده ها ودست اندركاران عذب نشريه!)و محبت واقعي خودتان را از ته قلب در قالب گفتار به شخصي ابراز كنيدنمي دانم ولي احساس مي كنم يكي از زيباترين چيزهايي است كه در دنيا پيدا مي شود اين محبت است و مشتقات آن و ... يكي از چيزهايي كه وقتي قرآن مي خوانم برايم جالب و زيباست اين نكته است كه همه اين آيات مخاطب اوليه اش پيامبر اكرم(ص) بوده اند و در واقع خدا كه محبوب ازلي و ابدي است با ايشان با آيات قرآن گفتگو كرده است. كمي تفكر راجع به اين موضوع واقعا آدم را سرمست و حيران مي كند.فكر كن، خدا! خدا با همه صفات جمال و جلالش اين همه با يك بشر حرف زده باشد وبه او عنايت كرده باشد(حالا يا با واسطه يا بي واسطه طبق آيه آخر سوره شوري) كه شده يك كتاب حدود ششصد صفحه اي كه امروز به دست ما رسيده است واقعا چه لذتي مي برده اند پيامبر از اين گفتگو .خوش به حالشان! تازه قرآن قسمتي از گفتگوها و عنايات خداوند به پيامبر است كه مأمور بودند در قالب وحي به امت برسانند و بگويند.چقدر حرفها و اسرار خصوصي تري بوده كه از ناحيه حضرت حق به پيامبر مي رسيده و ما از آنها خبر نداريم (ياد داستان آن رندي افتادم كه رفت پيش عالمي و گفت من يكي از آن اسرار مگويي را كه خداوند شب معراج به پيامبر گفت و به او گفت كه اينها را به امت نگو مي دانم.آن عالم پرسيد كدام سر مگو را مي داني و آن رند پاسخ داد كه خدا به پيامبر گفت اين پدرسوخته ها را همه شان را مي آمرزم ولي بهشان مگو!) (شايان ذكر است كه آيات قرآن در اين مورد زياد است وبيشتر آيات از اين حيث قابل بررسي اند مثل آياتي كه خطاب يا أيهاالنبي و يا أيهاالرسول دارند و آيات ديگر) آيه چهل و هشتم سوره طور: خدا خطاب به پيامبر مي فرمايد: واصبر لحكم ربك فانك بأعيننا در راه رساندن حكم پروردگارت صبر كن كه تو در نظر مايي. فإنك بأعيننا چه تعبير زيبا و لطيفي! تو در برابر چشمان مايي! هوايت را داريم! مي بينيمت! آيه دوم سوره طه: ما أنزلنا عليك القرآن لتشقي ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به رنج افتي. مثل عاشقي كه از به رنج افتادن معشوقش در اثر كار زياد نگران شده ، انگار كه خدا نگران پيامبر شده كه زياد به رنج و زحمت افتاده! آيات سوره ضحي و آيه سوم آن: ما ودعك ربك و ما قلي. خدا تو را رها نكرده و بر تو خشم نگرفته است بابا ما با تو قهر نيستيم . ما كه ول كن تو نيستيم .از دست تو هم عصباني نيستيم .فكر كنيد خداوند يك همچين مضاميني را با يك بشر مي گويد و بعد هم در آيه پنجم بيشتر ناز پيامبر را مي كشد: ولسوف يعطيك ربك فترضي. و بزودي پروردگارت به تو آن قدر عطا مي كند كه راضي شوي. اين قدر نازت را مي كشيم تا راضي شوي! اصلا رضايت تو شرطه ! بحث در اين باب طولاني وشيرين است اما به همين چند آيه ختم مي كنيم به اميد آنكه ما هم توي اين عالم با پيروي از روش ومنش پيامبر به اون معشوق حقيقي برسيم كه اين طوري هواي ما را داشته باشه و اين طوري عاشقانه با ما نجوا كنه! ● نوشته شده در تاریخ پانزدهم فروردین 1386 ● | |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |