تبليغاتX
::نفسانیات یک من::
فارغ التحصيل مهندسي برق از دانشگاه صنعتي اصفهان
دانشجوي كارشناسي ارشد الهيات
دانشكده علوم حديث شهر ري
علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل




صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
ما و خودمان
میرزا قلی‌خان راپورتچی
روایتی دیگر
پارک ممنوع والا پنچر می‌شوید
تله پــاتی
چــای نــبــــات
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
ســـــــفیــــــر
قرار شبــانه
خاکریزیسم
تسنیم
توهم
این راه بی نهایت
محمد حسین ساعی
آرمانخواهی
انانيت من
من و خودم
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
شطرنج ناتمام
هـــــــوا خـــــــوري
ثقـــلیــــــن
باد صبا
محدث
تشريك
گیومه
زمانه
روستاي فطرت آباد
من پت هستم
حديث هجرت
اینجا نبودن
نقطه سر خط
یهود شناخت
پرواز تا ناکجا آباد
نقش
هابيل
سه الف
شقشقيه
مسک
تلنگر
مکتبخونه
سيد احمد فرديد
نشريه فتيان
عقل آباد
مسأله روش
رويش
قرارگاه
سواد قریه
آرمانشهر
شاهد بيآورم..؟
براي خاطر آيه‌ها
دو چشم
عصیان
نطع نمک
افکار یک من
تأملات
حوض فیروزه‌ای
كوچه صداقت
گوش قرمز
در جستجوی حقیقت
آتک آویژه
آتشگردان ذهن


ترجیح می‌دهم وبلاگ‌هایی را در قسمت دوستان قرار دهم که نویسندگان آنها را از نزدیک بشناسم





*دوستت دارم مرد!*
*فوتبال در روزگار فروبستگی!*
*فتوحـــات مکـــیه*
*فتوحات مدنیه*
*انقلابی هستیم چون محافظه‌کاریم!*
*گفتگو با شهریار زرشناس در مورد مشروطه*
*فرهنگ، تمدن و انقلاب اسلامي*
*آن شراب طهور که شنیده ای میکده اش کربلاست*
*صل علي محمد، ياور رهبر آمد؟!*
*ابن خلدون و عقلانیت*
*جوامع حدیثی متقدم شیعه*
*گفتگو با حاج آقا میرباقری*
*پايان اتوپی‌های مدرن*
*کنکور ارشد + فلسفه + Chat + علوم حدیث + ....*
*تأملی در احادیث ثواب اعمال*
* IUT+ چماق +...*
* سید احمد فردید، سولات من و پاسخ های استاد طاهرزاده *
* طغیان *
* بیمه عمر *
* کدام علم، کدام زکات؟ *
* دو روایت در مورد رزق *
* تاریخ از نگاهی دیگر *
* پیامبر و دیگر هیچ! *



آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
 










 

حاشیه...

 

 دوست عربستانی‌ام که در کوه نور با او آشنا شدم

در این چندماه چندبار زنگ زده‌است و هر بار هم می‌پرسد نمی‌آیی مکه؟

 

 سرشار از دغدغه نوشتن راجع به حوادثی هستم که در اطرافمان می‌گذرد

و تشکل‌های دانشجویی و خواص نسبت به آن ساکت هستند...

نمی‌دانم شاید از آرمانگرایی فقط فیگور آن به ما رسیده‌است.

سرکوب شیعیان یمن به دست دولت عربستان، دودوزه بازی‌ مستمر روس‌ها در تعامل با ایران،

موضعیگری‌های طلبکارانه رایج در داخل کشور (بعنوان نمونه اگر ندیده اید ببینید افاضات ایشان را) و ...

 

دعوت شده‌ام که به مناسبت دهه اول ماه ذیحجه و در قالب هیئت وبلاگی سبو  با عنوان یک جرعه از آسمان بنویسم.

ابراهیم پیگیر است.علاوه بر ناهاری که بعنوان سور بازگشت از هجرت به امریکا بهمان داده‌است س.م.س زده که فلان تاریخ و فلان تاریخ در جدول برنامه‌ها خالی است، بنویس.

با مصرف کلمات و افه عرفان س.م.س می‌زنم  که "تفکر باید افاضه بشه! دست خود آدم نیست که زمان تعیین کنه!"

*******

حرف خاصی ندارم بزنم. گاهی از اوقات فکر می‌کنم نوشتن از مطالب مذهبی در فضای وب هیچ سودی ندارد چون ما فقط چیزهای جالب را در اینترنت دنبال می‌کنیم و می خوانیم و ایمیل‌های آن را برای همدیگر فروارد می‌کنیم و معلوم نیست این عطف توجه به جالب بودن چقدر می‌تواند محملی برای زندگی و تفکر دینی باشد.

نمی‌دانم شاید همین که کمی به عمق فاجعه فکر کنیم راهی به تذکر و گشایش باشد...

*******

بعضی اوقات که در برخی هیئات و مراسم مذهبی شرکت می‌کنم از نحوه عزاداری و اشعار و این که خدایا نهایت مداحی و ادا و اصول ما همینست و دستمان به همینجا می‌رسد بیشتر متأثر می‌شوم تا از محتوای اشعار.

بیشتر به این فکر می‌کنم که خدایا در دنیایی که به قول شهید آوینی ماه در نيمه‌شب‌هايش ماه، هم بر کازينوهاي «لاس وِگاس» تابيده است و هم بر حسينيه «دوکوهه»، عقل و دست ما هم به همین هیئت و روضه و همین سبک عزاداری و مراسم مذهبی می‌رسد،‌ یک کاری بکن خودت.

حالا این وسط توسل و هیئت وبلاگی که دیگر نوبر است!

حدس می‌زنم در مراحل اولیه پیدایش آن کلی بخشنامه و دستورالعمل و بحث کارشناسی بین کرام‌الکاتبین و خدا در خصوص نحوه ثبت و ارزیابی آن در نامه اعمال وبلاگنویسان رد و بدل شده باشد!

البته بنابر اخبار واصله به نظر می‌رسد همچنان نیت مهم‌ترین شاخص سنجش خدای متعال باشد...

*******

دهه اول ذیحجه است.

گفته‌اند با دو رکعت نماز مابین مغرب و عشا که سوره حمد و توحید و آیه و واعدنا موسی(اعراف 142) را در آن بخوانی در ثواب حاجیان شریک می‌شوی.

گفته‌اند روزه گرفتن نه روز اول این دهه ثواب روزه تمام عمر را دارد...

این دعای زیبا را هم گفته‌اند بخوانید.


● نوشته شده در تاریخ بیست و نهم آبان 1388 ● |






حاشیه...

 

 غربال سوفیا؛ مطلبی از میرشکاک؛

ولايت بدون ولايت، سياستزدگي است و سياستزدگي جز فلكزدگي و نيستانگاري فرجامي ندارد....

 

این مطلب آقای زائری در مورد اقبال به یوزارسیف در لبنان را هم بخوانید.

 

دو تا فیلم هم در سینما دیدم.

کتاب قانون و صداها.

کتاب قانون را توصیه می‌کنم ببینید، نقد کوتاهی هم بر آن نوشته‌ام که شاید بعدا منتشرش کردم.

صداها هم احتمالا برای هنری‌ها بواسطه نوع روایتش فیلم بدی نباشد.

 

چند روز این هفته را بواسطه آنفولانزای حاصل از شلوغی‌های مترو در خانه گذراندم و فرصت بیشتری برای مطالعه داشتم.

کتاب خوبی از دکتر فیاض منتشر شده‌است با عنوان " ايران آينده به سوي الگويي مردم‌شناختي براي ابرقدرتي ايران"؛

به همه دوستان بخصوص کسانی که در مقطع ارشد رشته‌های مختلف علوم انسانی اعم از فلسفه و جامعه‌شناسی و ارتباطات و ادبیات و هنر و ... مشغول هستند توصیه می‌کنم حتما این کتاب خوشخوان و نسبتا مختصر را مطالعه کنند.

یکی دوترم پیش یک درسی در دانشکده داشتم با یکی از اساتید صاحب‌نام رشته علوم قرآن و حدیث که مکتوبات و مقالات فراوانی هم دارد.

از نظر من در تمام طول ترم حواس استاد به این بود که مبادا ایده و سرنخ یک مقاله و کار پژوهشی دست دانشجو بدهد و ایده‌هایش برای مقاله نوشتن از دستش خارج شود!

یعنی فقط از مقالات و نوشته‌های خودش با سرعت لاک‌پشت روخوانی می‌کرد سر کلاس؛

حالا این را گفتم که بگویم این کتاب دکتر فیاض برعکس رفتار اون استاد محترممان، با دست و دل‌بازی بیش از حدی در ایده پردازی و طرح سرنخ برای کار پژوهشی کردن نوشته شده‌است.

اول قصد داشتم ایده‌هایی را که در کتاب طرح شده‌است لیست کنم که دیدم فهرست بسیار بلندبالایی می‌شود و خارج از حوصله یک پست است.

اگر بخواهم خلاصه بگویم باید بگویم که یک « آسیا در برابر غرب» است که با زبان مردم ‌شناسی نوشته شده و کاملا هم در پارادایم انقلاب اسلامی است و البته خلاقیت‌ها و نظریات خاص آقای فیاض به همراه نتیجه گیری‌هایی از مطالعات گسترده ایشان در حوزه‌های مختلف هم در آن به چشم می‌خورد.

مسائل کتاب هم فقط به مردم شناسی محدود نیست. به همه حوزه‌های فرهنگ و تمدن مربوط است و بخصوص برای دوستانی که به دنبال ایده برای نوشتن پروپوزال پایان‌نامه می‌گردند بسیار راه‌گشاست.

البته کتاب بیشتر لحن سخنرانی دارد و شاید در تعاریف رایج پژوهش نگنجد،‌ضمن این‌که برخی مطالب مطرح شده در کتاب شاید فقط سؤالاتی برای تأمل بیشتر ایجاد کند اما در کل توصیه می‌کنم این کتاب را بخرید و بخوانید. ( یک فصل از کتاب را در این لینک می‌توانید ببینید.)


● نوشته شده در تاریخ پانزدهم آبان 1388 ● |






 

حاشیه...

 

وبلاگ گوش قرمز فیلتر شده‌است.

این همه VOA و BBC فارسی و روزنامه علیه دولت هست، آن وقت یک گوش قرمز را نمی‌توانند تحمل کنند!

از همین‌جا ضمن همدردی با گوش قرمز، آمادگی برای هر نوع اعتراضی را اعلام می‌نماییم.

 شعر جدید قزوه.

من که زیاد از شعرهاش  بدلیل غلبه یک نوع فضای انتزاعی خاص،  ‌چیزی سر در نمیآرم ولی انگار این شعرش بد نیست.  چون از احمدی‌نژاد حمایت کرده!

بیت:

صد شکر که سیل نخبگان

ما را با خود نبردمان!

●  چیزهایی که راجع به پدرانمان باید بدانیم.

 از این مطلب خوشم آمد. یاد بابام افتادم.

 

آنچه که در ادامه می‌آید را برایتان از روایات امام رضا علیه‌السلام در کتاب تحف العقول انتخاب کرده‌ام.

انشاالله که خداوند متعال به برکت ایام میلاد ایشان، عیدی‌های مادی و معنوی بی‌شماری از خزائن غیبش نصیب خوانندگان عزیز و تایپ کننده‌این سطور بنماید.

ترجمه‌ها متعلق به ترجمه آقای کمره‌‌ای است.

1.      قَالَ الرِّضَا ع‏ لَا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّى تَكُونَ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِيِّهِ ص وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِيِّهِ ع فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمَانُ السِّرِّ وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِيِّهِ ص فَمُدَارَاةُ النَّاسِ وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِيِّهِ ع فَالصَّبْرُ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاء.

مؤمن مؤمن نباشد تا در او سه خصلت بود، سنتى از پروردگارش، و سنتى از پيمبرش، و سنتى‏از امامش،

سنت پروردگارش رازپوشى است، و سنت از پيمبرش مدارا با مردم، و اما سنت از امامش شكيبائى در سختى و تنگى.

2.      لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصِّيَامِ وَ الصَّلَاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فِي أَمْرِ اللَّه‏.

عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نيست و همانا عبادت پرانديشه كردن در امر خدا است‏.

3.      إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَمْراً سَلَبَ الْعِبَادَ عُقُولَهُمْ فَأَنْفَذَ أَمْرَهُ وَ تَمَّتْ إِرَادَتُهُ فَإِذَا أَنْفَذَ أَمْرَهُ رَدَّ إِلَى كُلِّ ذِي عَقْلٍ عَقْلَهُ فَيَقُولُ كَيْفَ ذَا وَ مِنْ أَيْنَ ذَا

چون خدا امرى را خواهد خرد را از بنده‏ها بربايد و خواست خود را اجراء كند، و چون امرش را اجراء كرد خرد هر خردمند را باو برگرداند، و ميگويد اين چطور شد؟ و اين از كجا شد؟

4.      الصَّمْتُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ إِنَّهُ دَلِيلٌ عَلَى كُلِّ خَيْر

خموشى يكى از ابواب حكمت است، راستى خموشى دوستى مى‏آورد، راستى كه آن رهنماى هر خيريست.

5.      إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْقِيلَ وَ الْقَالَ وَ إِضَاعَةَ الْمَالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤَال‏

خدا پرگفتن و مال تلف كردن و پر خواهش كردن را دشمن ميدارد.

6.      وَ سَأَلَهُ أَحْمَدُ بْنُ نَجْمٍ عَنِ الْعُجْبِ الَّذِي يُفْسِدُ الْعَمَلَ فَقَالَ ع الْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ يُزَيَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ فَيَرَاهُ حَسَناً فَيُعْجِبُهُ وَ يَحْسَبُ أَنَّهُ يُحْسِنُ صُنْعاً وَ مِنْهَا أَنْ يُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَيَمُنُّ عَلَى اللَّهِ وَ لِلَّهِ الْمِنَّةُ عَلَيْهِ فِيه‏

احمد بن نجم او را از عجب پرسيد كه مفسد عمل است در پاسخ فرمود: عجب درجاتى دارد يكى اينكه كردار بد بنده در نظرش خوش جلوه كند و آن را خوب بداند و پندارد كار خوبى كرده. يكى اينكه بنده‏اى بخدا ايمان آرد و منت بر خدا نهد با اينكه خدا را باو منت است در اين باره‏

7.      وَ سُئِلَ عَنْ خِيَارِ الْعِبَادِ فَقَالَ ع الَّذِينَ إِذَا أَحْسَنُوا اسْتَبْشَرُوا وَ إِذَا أَسَاءُوا اسْتَغْفَرُوا وَ إِذَا أُعْطُوا شَكَرُوا وَ إِذَا ابْتُلُوا صَبَرُوا وَ إِذَا غَضِبُوا عَفَوْا

پرسيدند: بهترين بندگان كيانند؟ فرمود: آنها كه چون كار نيك كنند شاد شوند و چون بد كنند آمرزش خواهند، چون نعمتشان دهند شكر گويند، چون گرفتار شوند صبر كنند، و چون خشم گيرند درگذرند.

8.      لَا يَسْتَكْمِلُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ خِصَالٌ ثَلَاثٌ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزَايَا

بنده تا سه ويژگى را دارا نباشد حقيقت ايمان را كامل درنيابد. عميق نگرى در دين و نيك اندازه‏گيرى مخارج زندگى و شكيب بر بلاها و ناگوارى‏ها.


● نوشته شده در تاریخ هفتم آبان 1388 ● |






 

حاشیه...

چقدر اين عصرهاي جمعه در روزهاي پاييز و زمستان، گرفته است.

 

مهندس حريرچيان از فعالان فرهنگي شهر اصفهان و از جانبازان دوران دفاع مقدس به رحمت ايزدي پيوست.

اگر اينجا را مي‌خوانيد براي شادي روحشان صلواتي بفرستيد و اگر حوصله بيشتري داريد حمد و سوره‌اي هم بخوانيد.

 

يك‌جايي كامنت گذاشته‌ام كه « خيرالپست ما قل و دل و لم يمل»؛

بهترين پست‌ها آنست كه كوتاه باشد،‌بر موضوع دلالت كند و ملالت ايجاد نكند.

اين آموزه از احاديث ساختگي خودم و تجربه قريب به سه سال وبلاگ‌نويسي‌است.

 

كتاب مكتب در فرآيند تكامل را يكي دو سال پيش خواندم.

ديدن وي‍‍ژه‌نامه كتاب ماه دين( شماره ۱۴۲، مردادماه ۱۳۸۸،‌قابل دانلود از اينجا) با موضوع نقد اين كتاب باعث شد تا اين پست را بنويسم.

اين ويژه‌نامه كاملترين مجموعه‌اي بوده‌است كه تاكنون در نقد اين كتاب ديده‌ام.

خردنامه همشهري هم در يك شماره مطالبي راجع به اين كتاب منتشر كرد ولي اين ويژه‌نامه كاملتر به موضوع پرداخته‌است.

دو نقد حجت الاسلام طارمي به همراه پاسخ‌هاي مدرسي طباطبايي و نيز خلاصه كتاب به همراه گزارشي از آن از مطالب قابل استفاده اين ويژه‌نامه است.

حرف‌ كلي كتاب اينست كه با توجه به مقتضيات فكري و فرهنگي قرون اول هجري،‌ بسياري از اين مرزبندي‌هاي كلامي سفت و سخت كه در ادبيات كلامي شيعه وجود دارد عملا امكان‌پذير نبوده‌است.

مثلا خيلي از شيعيان راجع به تعداد ائمه علم كافي نداشته‌اند،‌ يا اين كه تلقي از عصمت به اين شكل كه اكنون در كلام شيعه وجود دارد آن موقع در تلقي شيعيان وجود نداشته‌است و ...

البته من خواندن اين كتاب را فقط به محققان و اساتيد توصيه مي‌كنم.

ولي يكي از نكات حاشيه‌اي كه همان موقع (قبل از حوادث اخير!) در خواندن كتاب برايم جلب توجه كرد داستان برخي وكلاي ائمه بود كه بعدا پول ائمه را بالا كشيدند و رفتند!

بعنوان نمونه در ص ۵۲ كتاب از عروة بن يحيي دهقان نام مي‌برد كه وكيل ارشد امام حسن عسكري(ع) در بغداد بود و بعدها به دليل اختلاس در وجوه مالي مورد لعن ايشان قرار گرفت.

يا در جاي ديگر از فردي مي‌گويد كه در زمان يك امام وكيل حضرت بود و بعد از فوت امام با امام بعدي بيعت نكرد و پول‌ها را برداشت و رفت و ايستادگي‌اش در مقابل امام بعدي باعث شد تا ايشان براي كسي كه اين شخص را بكشد تا آخر عمر مقرري ماهانه تعيين كند!

البته راجع به اين كه اين وكلا در چه حدودي وكالت داشتند و آيا فقط در مسائل مالي وكيل بودند يا مثلا جايگاهي شبيه به نواب اربعه داشتند و در همه مسائل ديني نماينده امام(ع) بودند بحث هايي بين محققان وجود دارد اما حداقل قابل قبول مسأله اينست كه در يك زمان در حيطه مسائل مالي، مسئول منصوب و مورد اعتماد امام بودند.

خلاصه اين‌كه تا يك مدت مديدي راجع به اين موضوع، البته بيشتر از بعد اخلاقي و معرفتي فكر مي‌كردم و اين كه چقدر بايد به درگاه خدا التجا كرد تا انسان را از لغزش‌ها حفظ كند.

و اين‌كه امكان لغزش و سقوط شديد آدم‌ها، حتي آدم‌هايي كه منصوب و مورد اعتماد امام معصوم بوده‌اند نيز وجود دارد. آن هم براي چي؟ براي يك مشت پول، براي مقام...


● نوشته شده در تاریخ یکم آبان 1388 ● |






 

Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.