تبليغاتX
::نفسانیات یک من::
فارغ التحصيل مهندسي برق از دانشگاه صنعتي اصفهان
دانشجوي كارشناسي ارشد الهيات
دانشكده علوم حديث شهر ري
علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل




صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
ما و خودمان
میرزا قلی‌خان راپورتچی
روایتی دیگر
پارک ممنوع والا پنچر می‌شوید
تله پــاتی
چــای نــبــــات
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
ســـــــفیــــــر
قرار شبــانه
خاکریزیسم
تسنیم
توهم
این راه بی نهایت
محمد حسین ساعی
آرمانخواهی
انانيت من
من و خودم
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
شطرنج ناتمام
هـــــــوا خـــــــوري
ثقـــلیــــــن
باد صبا
محدث
تشريك
گیومه
زمانه
روستاي فطرت آباد
من پت هستم
حديث هجرت
اینجا نبودن
نقطه سر خط
یهود شناخت
پرواز تا ناکجا آباد
نقش
هابيل
سه الف
شقشقيه
مسک
تلنگر
مکتبخونه
سيد احمد فرديد
نشريه فتيان
عقل آباد
مسأله روش
رويش
قرارگاه
سواد قریه
آرمانشهر
شاهد بيآورم..؟
براي خاطر آيه‌ها
دو چشم
عصیان
نطع نمک
افکار یک من
تأملات
حوض فیروزه‌ای
كوچه صداقت
گوش قرمز
در جستجوی حقیقت
آتک آویژه
آتشگردان ذهن


ترجیح می‌دهم وبلاگ‌هایی را در قسمت دوستان قرار دهم که نویسندگان آنها را از نزدیک بشناسم





*دوستت دارم مرد!*
*فوتبال در روزگار فروبستگی!*
*فتوحـــات مکـــیه*
*فتوحات مدنیه*
*انقلابی هستیم چون محافظه‌کاریم!*
*گفتگو با شهریار زرشناس در مورد مشروطه*
*فرهنگ، تمدن و انقلاب اسلامي*
*آن شراب طهور که شنیده ای میکده اش کربلاست*
*صل علي محمد، ياور رهبر آمد؟!*
*ابن خلدون و عقلانیت*
*جوامع حدیثی متقدم شیعه*
*گفتگو با حاج آقا میرباقری*
*پايان اتوپی‌های مدرن*
*کنکور ارشد + فلسفه + Chat + علوم حدیث + ....*
*تأملی در احادیث ثواب اعمال*
* IUT+ چماق +...*
* سید احمد فردید، سولات من و پاسخ های استاد طاهرزاده *
* طغیان *
* بیمه عمر *
* کدام علم، کدام زکات؟ *
* دو روایت در مورد رزق *
* تاریخ از نگاهی دیگر *
* پیامبر و دیگر هیچ! *



آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
 










 

 

حاشیه...

(با تشکر از ایمیل یونس در اقیانوس )

 

● جدید: خشونت سانسور شده

 

 یک: هاشمی رفسنجانی: بی‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاه‌ها مشاهده مي‌كنيم.

 

 دو: همسر هاشمی رفسنجانی:چرا اینگونه حرف‌های مزخرف می‌زنند و بچه‌های من را به دزدی متهم می‌کنند؟

 اگر تقلب نشود، موسوی رئیس‌جمهور می‌شود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر اینگونه شود، مردم به خیابان‌ها می‌آیند و اعتراض می‌کنند.

 

 سه: میر حسین موسوی:شب انتخابات کاملا موافق عرف دیپلماتیک!! و موقعی که هنوز نتایج اعلام نشده: ما پیروز شدیم!

 

 چهار: آراي موسوي در هيچ يك از نظرسنجي‌ها از احمدي‌نژاد بيشتر نبود

 

 پنج: حرف های جالب فائزه هاشمی! عامل اصلي اين ديكتاتوري ها خاتمي است

 

 

خودم و همه خوانندگان را به توصیه "حلم برد" و "حلم باخت" که دیشب مقام معظم رهبری گفتند بیشتر توجه می دهم. این را مخصوصا به طرفدارهای احمدی نژادی در بحث با افراد معقول طرفدار مهندس موسوی می  گم.

به هرحال یک عده که سوابق امنیتی خوبی هم ندارند(بهزاد نبوی) گفته بودند اگر در این انتخابات احمدی نژاد رییس جمهور شود ما دیگر از ایران می رویم و الآن هم دارند آخرین زورهایشان را می زنند. مسأله هم فقط انتخابات و نتایج آن نیست. مسائل دیگری هم مانند داغ دل هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و خاندانشان به این موضوع گره خورده است و مسأله را مهمتر و متفاوت تر کرده است.

(من حتی در این رابطه برخوردهای تند نیروی انتظامی با مردم در شب اول اعلام نتایج را که بیشتر به شعله ور شدن التهاب کمک کرد مشکوک می بینم. وضعیت زرد بود ولی اینها با پروتکل وضعیت نارنجی ملت را کتک زدند.

واقعا اگه این نیروی انتظامی و گشت ارشاد که دولت بارها مخالفتش را باهاش اعلام کرده وجود نداشت من نمی دونم آقای موسوی چه شعار مهم دیگه ای غیر از جمع کردن گشت های ارشاد  برای عده ای داشت؟ )

رفتار تند و بی منطق آقای مهندس موسوی هم واقعا جالب توجهه. کلا یاد اون صحنه آخر مناظرش با کروبی می افتم که مجری بهش تذکر قانونی می داد ایشون عصبانی می شد و می گفت آقا بنده یک فرد انقلابی ام!

به قول شهاب اسفندیاری در این مطلب " جناب موسوي و دوستان ايشان، همچنان همان راديكالهاي سياسي و اقتصادي دهه شصت هستند. " که فقط ژست دموکراسی می گیرند. فکر می کنم کلا از سرکوب طرف مقابلشان با ارعاب و جنگ روانی بیشتر لذت می برند.

بیشتر اعتراضاتی هم که می‌شه به خاطر اینه که یک عده‌ای که در تهران و شهرهای بزرگ هستند و دستشان به رسانه ها می رسد (بخصوص همسایه‌های هاشمی! و مسئولان بالاشهری) خیال می‌کنند باید ده برابر احمدی‌نژاد رای میآوردند و مرتب هم این دروغ را تکرار می کنند.

من این چند شب هم شهرری بودم و هم شمال تهران.

شلوغی ها و اعتراضات مال شمال شهری‌هاست.

ترکیب آرا هم تقریبا همین‌طور بود. در شهرری احمدی نژاد دوبرابر موسوی بود و در شمیران موسوی دوبرابر احمدی‌نژاد. در تهران هم که موسوی چهارصد هزار تا از احمدی‌نژاد بیشتر بود.

مهندس موسوی توی سه ماه، پنج تا مسافرت هم به زور رفت ولی احمدی‌نژاد همه ده‌کوره‌های ایران را توی این چند ساله رفته‌بود و حتی توی همین مدت انتخابات هم پرکارتر از موسوی بود…

و در نهایت احمدی‌نژاد در کسب سبد رای ۱۵ میلیونی روستاها و ۱۷ میلیونی شهرهای کوچک موفق‌تر بود.

(به نظرم اگر احمدی نژاد یه راهپیمایی از شهرری و میدون راه آهن به طرف بالای شهر تهران به مقصد خونه هاشمی رفسنجانی بذاره همه چیز حل میشه!)


● نوشته شده در تاریخ بیست و هفتم خرداد 1388 ● |






حاشیه...

 

● جديد:آقای موسوی الآن سال ۱۳۸۸ است. آمارهای سال ۱۳۸۷ را به رخ می‌کشید؟

 

● جديد: سخنراني استاد طاهرزاده در مورد انتخابات

 

 فرهاد جعفری ( سایتش را ببینید چیزهای جالبی می‌نویسه) بعد از برنامه دیشب دکتر احمدی‌نژاد در گفتگوی ویژه خبری به یکی از بچه‌ها س.م.س زده بود که:

شما بچه مسلمون‌ها به خودتون ببالید به خاطر هوش، شرف و شجاعت این آدم.

 

 در طی چند ماه گذشته به رأی دادن به میرحسین موسوی هم فکر کرده‌ام و ایشان هم چه رئیس جمهور بشود چه نشود برایم محترم و عزیز هستند.

این را گفتم که بگویم مطلب زیر را از سر تعصب کورکورانه نسبت به احمدی‌نژاد ننوشته‌ام.

 

بعد از مناظره احمدی‌نژاد – موسوی بعضی پیام‌ها و اظهارنظرها از بعضی دوستان دریافت می‌کنم که در آن این محورها طرح می‌شود: وای اخلاق چی شد؟ چرا اسم بعضی‌‌ها را برد؟ رئیس جمهور بی‌ترمز نمی‌خواهیم و قس علی هذا.

البته نمی‌دانم نوشتن این متن روی اینترنت چقدر در تغییر آراء مؤثر است ولی می‌نویسم.

 

 

صبح بعد از مناظره موسوی – احمدی‌نژاد که از خواب بلند شدم اول رفتم شبکه خبر را روشن کردم ببینم نظام هنوز سر جاش هست یا نه؟!هاشمی احیانا بیت و صدا وسیما رو نگرفته؟!

که خب الحمدلله دیدم اخبار داره روی روال عادیش پخش می‌شه!

از بعد صحبت‌های ساختارشکنانه در مناظره با موسوی با دوستان بحث می‌کردیم که حتما آقا در صحبت‌های مرقد امام(ره) حال احمدی‌نژاد را می‌گیرد و حداقل یکی دو نکته در باب اخلاق انتخاباتی می‌گوید که البته هیچ کدام از این‌ها اتفاق نیافتاد و به نظرم دوستانی که اینقدر دغدغه نظام و تندروی احمدی‌نژاد را دارند به این نکته باید توجه بیشتری داشته باشند.

موقع انتخابات دو خرداد 76‍، آقا به خاطر یک اتفاق کوچک (راه افتادن کارناوال شادی در روز عاشورا به اسم ستاد خاتمی) موضعگیری کردند، اگر می‌خواستند راجع به کارهایی که احمدی‌نژاد در مناظره کرد موضع منفی بگیرند حداقل دو سه ساعت باید حرف می‌زدند و احمدی‌نژاد را نصیحت می‌کردند!

ضمن این‌که بعضی صحبت‌های صریح ایشان در دیدار با اعضای مجلس خبرگان در یک‌سال گذشته هم که در آن صریحا از کسانی که تریبون دارند و علیه وضع موجود سیاه‌نمایی می‌کنند(به نظر شما کسی غیر از آقای هاشمی منظور بودند؟!) انتقاد کردند شاهد دیگری بر این مدعاست که خودشان هم دل خوشی از نحوه برخورد آقای هاشمی با دولت نهم نداشتند.

نَفسِ صحبت‌های مرقد امام(ره) و تذکر های انتخاباتی هم یا خنثی بود و به همه مربوط بود و یا بیش از آن که به احمدی‌نژاد متوجه باش‍د، متوجه بقیه کاندیداها بود.

اختصاص قسمت قابل توجهی از صحبت ها به عزت و اقتدار ایران و توجه دادن به این نکته که برخی که می‌گویند برگشتن به شعارهای انقلاب موجب سرافکندگی و عقب‌ماندگی ماست بی‌ربط می‌گویند(قابل توجه این‌که من فیلم مناظره را دوباره بصورت کامل نشستم دیدم! (چون دفعه اولش اینقدر هیجان انگیز بود که آدم انگار اصلا هیچی نمی‌فهمید!) دقت کردم که بیشتر وقت مناظره هم مربوط به سیاست خارجی مربوط بود) یا این نکته که کاندیداها فقط در نفی دیگران به دنبال اثبات خود نباشند بیشتر ذهن را متوجه مخالفان رئیس جمهور می‌کرد که مثلا برنامه‌ریزی کرده‌اند در مناظره‌های روبرو یک نفرشان به سیاست دولت حمله کند و دو نفر دیگر به اقتصاد و فرهنگ.

یا این‌که می‌نشینند مثل کروبی و رضایی با هم مشاعره می‌کنند و چشمک می‌زنند و یا این‌که یکی‌شان مثل مناظره موسوی- رضایی، مجری می‌شود و دیگری به ابهام‌های او پاسخ می‌دهد و به هر حال ته حرفشان نفی شرایط فعلیست که محصول کار احمدی‌نژاد است!

تا اینجا راگفتم که دوستانی که خیلی فکر می‌کنند وای چقدر بی‌اخلاقی شد و نظام به باد رفت و .... یه کم بنشینند فکر کنند چرا آقا که به لحاظ سابقه تاریخی در موارد پیش پا افتاده تر موضعگیری کرده اند در این قضیه به این مهمی ساکت گذشتند؟

بله من هم شاید با انتخاب مصداق خانم رهنورد برای طرح موضوع مدرک گرایی مدیران موافق نباشم و آن را کج‌سلیقگی بدانم اما با این حرف‌های تیتیش مامانی که وای اخلاق چی شد؟ اصلا موافق نیستم.

به نظرم سکوت چهارساله دکتر و این اوجگیری غیرقابل پیش‌بینی او در این هفته حتی اگر با برنامه‌ریزی برای کسب آراء هم باشد باید هوش و ذکاوت سیاسی‌اش را تحسین کرد.

در طول چهارسال گذشته هرکاری خواستند کردند، هر تهمتی خواستند زدند (و البته بعضی‌جاها و در بعضی قضایا هم دولت خودش بهانه به دست مخالفان داد) ولی مشی کلی دولت و احمدی‌نژاد این بود که زیاد درگیر پاسخگویی به تخریب‌ها نشود.

واقعا این جاسبی چقدر قلدری کرد در این دوره؟ با این که افکار عمومی شاید به این که فقط کنار برود و جایش را به شخصی مانند ولایتی هم بدهد راضی بود؛

هر کاری علیه‌اش کردند به پشتگرمی بعضی‌ها کوتاه نیآمد. تصویرش را در صفحه اول اعتماد ملی در حالی که میز ریاستش را بغل کرده بود و گفته بود منتقدان را به پای میز محاکمه می‌کشانم! هیچ وقت فراموش نمی‌کنم.

می‌گویند چرا گفت بیست و چهار سال؟ چرا همه گذشته نظام را به باد داد؟

خب برای این که همین دانشگاه آزاد که یک نمونه حلقه بسته مدیریتی است و امروز یک کارتل بزرگ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی در کشور است یک شبه به اینجا نرسیده است در طول زمان به اینجا رسیده‌است. این هیچ ربطی به نفی گذشته انقلاب ندارد.

حالا دیگه من به خیلی از اتفاقات مشکوک دیگری که در این سال‌ها افتاد و به نظرم بوی کارشکنی علیه دولت ازش می‌اومد نمی‌پردازم. قضیه گاز ترکمنستان که وسط سرمای زمستان قطع شد، قضیه بی‌برقی‌های تابستان اول دولت و ...

به نظرم احمدی‌نژاد انرژی پاسخ به همه این کارشکنی‌ها علیه دولت را جمع کرد برای همین یک هفته مانده به انتخابات و با تابوشکنی در بردن اسم بعضی‌ها و شوک دادن به همه، افکار عمومی را به نفع خودش بسیج کرد.

وقتی روزنامه جمهوری اسلامی و شخص پررویی مثل مسیح مهاجری که مَثَل انسان کامل برایش هاشمی رفسنجانی‌است، در این کشور وجود دارد که چندماه مانده به انتخابات با وقاحت می‌گوید شورای نگهبان باید احمدی‌نژاد را رد صلاحیت کند، همین بهتر است که یک روز پای افشاگری‌های احمدی‌نژاد علیه هاشمی در تلویزیون سکته کند.

دوستانی هم که می‌خواهند تا آخر عمرشان مثل سال‌های دبیرستان و دانشگاه و تاکسی و سبزی فروشی و .... همواره دنبال توجیه برای نحوه زندگی فرزندان هاشمی و ناطق نوری و x  و y  باشند خوش باشند.

انگار بعضی از ما انقلابی بودن و حزب اللهی بودن را برای این انتخاب کرده‌ایم که راحت باشیم و شرایط موجود را حفظ کنیم و هیچ تکانی نخوریم. انقلابی بودن را انتخاب کرده‌ایم چون محافظه‌کاریم!

می‌گویند اینها تندروی است. به جایی نمی‌رسد، کار باید برنامه داشته باشد، معقول باشد، حساب شده باشد.

اولا به نظرم این سطح از هوش در طراحی سیاسی برای اعتماد به احمدی‌نژاد کافی است که از گمنامی در سیاست به جایی رسید که هاشمی یکی از هوشمندترین سیاستمداران تاریخ معاصر ایران را در انتخابات نهم شکست داد.

ثانیا این که اصولا انقلاب آدم را در افقی می‌اندازد که لوازم طی مسیر برای رسیدن به آن چندان مشخص نیست. آدم یک گرمایی را از دور حس می‌کند و افقی را می‌بیند و به رسیدن به آن ایمان دارد اما نمی‌تواند به تفصیل چگونگی طی راه را برای همه بازگوکند.

شاید این قسمت‌ آخر موجب خنده بعضی‌ها هم بشود اما فکر می‌کنم حالی‌است که امروز در خیلی از بچه‌هایی که برای پبروزی دکتر احمدی‌نژاد تلاش مي‌کنند وجود دارد و هروقت حجاب افق انقلاب اسلامی برای ما کمرنگ شود این حالت تشدید می‌شود.

الآن که این مطلب را می‌نویسم برایم مهم نیست که چه کسی رئیس جمهور شود. شور و نشاط انقلابی‌ای که در این صحنه برای خیلی از بچه‌ها ایجاد شده‌است به آدم این انرژی را می‌دهد که تا صد سال هم وسط میدان باشد و بجنگد.

این روزها انگار هوای عالم انقلاب است که جان آدم را نوازش می‌دهد.


● نوشته شده در تاریخ شانزدهم خرداد 1388 ● |






حاشیه...

 

بچه‌ها بیآید به میرحسین رأی بدیم.ببینید مامان زی ‌زی گولو وخانم بهاره رهنما هم با آرایش سبزشون به میرحسین رأی می‌دهند. خیلی کیف داره‌ها! (+)

 

● احتمالا تا انتخابات چندتا پست سیاسی بنویسم. شاید به دلیل اینست که تقریبا هر روز یک‌بار از میدان‌ولی عصر رد می‌شوم.فضای اینجا و شلوغ‌بازی‌های ستادهای موسوی هم شبیه فضای وبلاگ‌های طرفدار معین در انتخابات 84 است و انسان را نگران می‌کند.

 

● اولین روزی که تبلیغات با امضای ستاد انتخاباتی "دکتر محمود مردمی‌نژاد" را در سطح شهر تهران دیدم کلی حرص خوردم که احتمالا یک عده معلول مغزی برای حمایت از احمدی‌نژاد ستاد جدید زده‌اند.

اگه این خبر رجانیوز درست باشه که به احتمال زیاد هم درسته واقعا باید از این اخلاق انتخاباتی بعضی مخالفان رئیس جمهور به خدا پناه برد.

 

● پست زیر متن گفتگوی چند روز پیش من با یکی از دوستان روزنامه‌نگار همکار مطبوعات اصلاح‌طلب است. نکات و پاسخ‌های دیگری هم می‌شد به متن اصلی اضافه  کرد که البته این‌کار را نکردم.

 

 

عکس تزئینی است

(در گوگل تالک با این شعار ظاهر شده که "تابناک برای شما هم فیلتر است؟". من با اسم Mahdi و ایشان با اسم  ****) 

 :Mahdiنه آقاجون.فيلتر نشده. بيخودي فضاسازي نكن

 **** : سلام

  نصف ای‌اس‌پی‌های تهران می‌گن شده.

  آقا اوضاع دکترتون چه‌طوره؟

 Mahdi : عليكم السلام

دكتر خوبه. ولي راي هم كم بياره زياد اشكالي نداره. باعث مي شه برخي رفتارهاش رو اصلاح كنه

 ****: اگه رای نیاره چی؟ :)

 :Mahdi فكر ميكنم و اميدوارم كه راي بياره.. راي نيآورد هم ميذاريمش بجاي ناطق نوري تو بيت رهبري!

**** :ناطق نوری رو شما گذاشتید مگه؟

  :)

:Mahdi نه ولي چون دكتر جنب و جوشش زياده مي‌تونه مامور ويژه رهبري بشه مدام به خواسته هاي مردم رسيدگي كنه پوز رئيس جمهور بعدي !را بزنه

**** :خوبه

  اصلا جاش همون‌جاست

  آدمی نیست که کار دستش باشه

  باید نق‌اش رو بزنه و مو از ماست بکشه

  این چندروزه دارم فکر می‌کنم اگه رای نیاره کجا می‌شه فرو کردش

  حالا می بینم جای درست رو تو گفتی

  همون‌جا خوبه

  :)


ادامه مطلب

● نوشته شده در تاریخ هشتم خرداد 1388 ● |






حاشیه...

 

 این نویسنده کتاب کافه پیانو هم آدم جالبی است. طرفدار احمدی‌نژاد است.

 

 

 سایت استاد طاهرزاده در قسمت فایل های صوتی، فایل آخرین جلسات هفتگی ارائه شده توسط ایشان را ارائه می‌دهد.

از مسئولان ودست‌اندرکاران این‌کار باید تشکر کرد.

 

 

 نوشتن این مطلب به منزله اعتقاد به احمدی‌نژاد به منزله معجزه هزاره سوم و امثالهم نیست.

به هرحال احمدی‌نژاد و تعداد قابل توجهی از مدیرانش در مدت مسئولیتشان فقط به چایی خوردن در اتاقشان اکتفا نکردند و در بسیاری زمینه‌ها کارهایی را آغاز کردند که اگر کشور با سرعت قبل از این دولت در تصمیم‌گیری و اجرا عمل می‌کرد تا هفت‌هشت سال دیگر هم آن کارها شروع نمی‌شد.

 

 

 

اواخر پارسال بود که به مناسبتی مطالعات نسبتا قابل توجهی در مورد چگوارا و انقلاب کوبا داشتم. حتی در مقاطعی روحیات انقلابی و شخصیت "چه" اینقدر برایم جذاب شده بود که نزدیک بود بروم یک بسته سیگار برگ (از همان‌هایی که چه و فیدل کاسترو می‌کشند) بخرم و سیگاری بشوم!

به نظرم خواندن راجع به چپ‌ها و مدل های مختلف آن در دنیا فواید زیادی برای ماها دارد. یکی از مهمترین نکات خواندن سرگذشت چپ‌های موفق در دنیا اینست که اسطوره‌های لیبرال و فضای ذهنی محافظه کاری را که در ذهن‌هایمان شکل گرفته است به هم می‌ریزد و می‌فهمیم که می‌توان به چیزهایی غیر از خصوصی‌سازی و اقتصاد باز و مبتنی بر اصالت سود شخصی هم فکر کرد.

یک نکته‌ای که در خواندن خاطرات چه و سیر وقایع انقلاب کوبا جذاب بود، وقایع هیجان‌انگیز خلاف عقلانیت مشهور زمانه بود که در انقلاب کوبا و بخصوص در افکار و برنامه‌های چگوارا به چشم می‌خورد.

مثلا از وقتی که چگوارا متصدی سمت اقتصادی در دولت کوبا می‌شود برخلاف نظر همه کارشناسان که بواسطه شرایط خاص کوبا از جمله دراختیار داشتن مزارع گسترده تولید نیشکر(در دولت کوبا در دهه شصت میلادی وزارت نیشکر وجود داشت، احتمالا الآن هم باید باشد.) مدل توسعه مبتنی بر کشاورزی را مناسب کوبا می‌دانستند می‌گوید نه! ما باید طی یک برنامه چندساله تبدیل به یک قدرت صنعتی بشویم!

یا مرتب در این کشور و آن کشور جنبش‌های چریکی موسوم به فوکو راه بیاندازیم.(می‌خوندم هی یاد تلفات فوکو می‌افتادم که توی ترانس های قدرت باید حساب می‌کردیم برای بدست آوردن بازده ترانس و... )

چگوارا خودش در زمانی که سی وچند سال بیشتر نداشته و در دولت کوبا وزیر بود برای رهبری یکی از این جنبش‌های چریکی مستقیما راهی افریقا می‌شود. آخر سر هم جانش را در بولیوی سر همین کارهایش از دست‌ می‌دهد.

این‌ها را که می‌خواندم به این فکر می‌کردم که یک انقلاب تا چه موقعی می‌تواند با این نوع رویکرد یعنی یک نوع جنون و بی‌توجهی به عقلانیت مشهور و اقدام به حرکت‌هایی که تغییرات سریع و بنیادی - که در ذات مفهوم انقلاب نهفته است - را دنبال می‌کند به مسیر خود ادامه بدهد؟

و وقتی به این قضایا فکر می‌کردم اعتقادم به احمدی‌نژاد بیشتر شد و به این نتیجه رسیدم که نفس این موضوع که یک احمدی‌نژاد ساختارشکن که در هیچ چارچوبی تحلیل نمی‌شود بعد از بیست سی سال در تاریخ انقلاب ظهور می‌کند خودش نشان‌دهنده ظرفیت‌های ویژه انقلاب اسلامی برای حفظ ماهیت انقلابی خود است.

من اتفاقا خیلی خوشحال می‌شوم که رئیس‌جمهور گاهی حرف‌هایی می‌زند که همه با آن مخالفت مي‌کنند و آن را از سنخ حرف‌های غیر کارشناسی می‌دانند. کارشناسی کیلویی چنده بابا؟!

این که یک دفعه سازمان مدیریت را حذف می‌کند. شوراهای عالی را منحل می‌کند. به رئیس جمهور امریکا نامه می‌نویسد، بدون هیچ ملاحظه‌ای روال‌ها را بهم می‌ریزد و ....

من البته آنارشیست نیستم ولی از همین کارهاست که خوشم می‌آید و آن را با ماهیت انقلاب که بدنبال تغییرات سریع و بنیادی است، از یک جنس می‌بینم.

به نظرم این شعارهایی که بعضی‌ها به اسم تغییر می‌دهند در مقابل رویکرد‌های احمدی‌نژادی در اعمال تغییرات هیچ عددی نیست.

همه کاندیداهای مقابل احمدی‌نژاد تلویحا یا تصریحا دعوت به عقلانیت بیشتر می‌کنند ولی به نظر من مقدار زیادی از ارزش احمدی‌نژاد در نسبت با انقلاب اسلامی به همین است که خلاف مشهورات و معقولات رایج خطر می‌کند و نمی‌فهمم چرا کاندیداهای دیگر اینقدر اصرار دارند که ما معقولتر باشیم؟!


● نوشته شده در تاریخ چهارم خرداد 1388 ● |






 

Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.