![]() |
![]()
حاشیه.... ● نشر ماهی مجموعه کتاب هایی تحت عنوان مختصر مفید را منتشر کرده است. فلسفه قاره ای ، فلسفه سیاسی و منطق از جمله این کتاب ها هستند. البته بعضی دوستان ما این کتاب ها را کمی زرد تلقی می کنند اما بنده برای افراد مبتدی تر توصیه می کنم بخصوص آن فلسفه قاره ای را که خودم دو سه بار خواندمش. ● انتشارات بوستان کتاب مجموعه ای از آثار علامه طباطبایی را با تصحیح استاد خسروشاهی تجدید چاپ کرده است. آثاری مانند رسائل، رساله انسان، شیعه در اسلام، قرآن در اسلام و ..... اگر این کتابها را ندارید بد نیست بخریدشان. ● چند کتاب جدید از استاد شهریار زرشناس منتشر شده است. این کتابشان که راجع به روانشناسی است به لحاظ موضوعی اولین کار در نقد روانشناسی مدرن در فضاهای غرب شناسی است. ● انتشارات سخن هم مجموعه گفتگوهایی از دکتر داوری اردکانی را تحت عنوان عقل و زمانه منتشر کرده است. اپیزود فرهنگی – اخلاقی - حاج آقایی:
خوشحالم از این که در این دو روز تعطیلی دو کتاب خوب خواندم. امیدوارم تا آخر سال ادامه داشته باشد این برکت وقت و کتاب خواندن. این اوقات که می شود همیشه به این فکر می کنم که وقت خوبی است برای این که با خودمان قرار بگذاریم بعضی کارها را تا سال بعد مرتب انجام بدهیم. مثلا قرار بگذاریم که تا سال بعد به نماز صبحمان بیشتر اهمیت بدهیم. روزی یک صفحه قرآن بخوانیم. نماز غفیله یا نماز نافله عشاء را مداومت داشته باشیم تا سال بعد یا ... برای گول زدن نفس هم می شود اول قرار یک هفته ای گذاشت بعدا قرار یک ماهه و بعد کم کم قرار را تمدید کرد. امیدوارم خودم هم به این توصیه ها عمل کنم! البته من که فعلا به این نتیجه رسبده ام که همه چیز دست خداست و آدم اگر زیاد به خود و اعمال و اورادش و رسیدن به کمال توسط خودش اتکا داشته باشد فکرش خالی از شرک نیست... بگذریم این هم از آن بحث های مفصلی است که باید فکرم در موردش پخته تر شود و بعدا راجع به آن بنویسم. اپیزود سیاسی: ویزه نامه عید اعتماد ملی را ورق می زدم. در صفحات آخرش از هرکدام از وقایع مهم انقلاب و دولتهای پس از انقلاب یک عکس زده بود. تنها عکس جناب خاتمی هم جالب بود. یک عکس نشسته سر سفره غذا روی زمین، شبیه آن عکس معروف احمدی نژاد در حال خوردن نان و پنیر! قبلا معمولا ایشان در حالات فرهیخته تری به تصویر کشیده می شدند ولی ظاهرا این سیطره گفتمان احمدی نژاد باعث شده همه در عین انتقاد به سر تا پای ایشان، فقط در پارادایم ایشان قابلیت طرح شدن داشته باشند. آمدن موسوی و کنار کشیدن خاتمی هم در همین راستا قابل تحلیل است همانطور که خیلی ها هم نوشته اند در این زمینه... ● نوشته شده در تاریخ سی ام اسفند 1387 ● | حاشیه.... ● تولد زينب شفاه را به «ما و خودمان»، «سفير»، خانواده شفاه و ساير خاندان ها و وبلاگ هاي وابسته تبريك عرض مي كنم! ● اين جزوه ضرورت مطالعه و نحوه آن از استاد طاهرزاده را مي خواندم، نكات قابل استفاده اي داشت. خواندنش را به همه مخاطبان اينجا توصيه مي كنم.
رزومه نسبتا كاملي از ايشان را ببينيد در اينجا و اينجا. (وقتي داشتم راجع بهشون جستجو مي كردم ديدم كه علاوه بر مديريت در سينماي كشور سابقه بازيگري هم داشته اند! ببينيد از اينجا و اينجا، اشتباه نكردم يعني؟!) ايشان علاوه بر سواد و علايق فرهنگي عميق و قابل استفاده اي كه دارند در زمينه مديريت فرهنگي و ايده هاي فرهنگي هم حرف هاي شنيدني اي دارند. به اضافه اين كه بواسطه روحاني زاده بودن زبان و بيانشان هم شیرین است. يكي از بحث هايي كه آخرين بار وقتي بحث كتاب هاي ديني و نحوه جذب مخاطبان بود، تعريف مي كردند بحث شيوه جذب ماركسيست ها در زندان، قبل از انقلاب بود. مي گفتند وقتي ماركسيستها مي خواستند كسي را كتابخوان كنند اول يك كتاب متناسب با موضوع مورد علاقه طرف به او مي دادند، مثلا يك كتاب ورزشي يا يك كتاب ادبي و در مرحله اول طرف با خواندن يك كتاب مفصل مورد علاقه اش اعتماد بنفس و حوصله خواندن كتاب پيدا مي كرد و بعد از آن بود كه كتاب هاي عميق تر و ايدئولوژيك ترشان را به مخاطبشان مي دادند. و در مقابل انتقاد مي كردند كه مثلا ما از اول كتاب هايي را به مخاطب مي دهيم كه رغبت نميكند دو صفحه بيشتر از آن را بخواند. كتاب هايي هستند كه مفصل و قطورند ولي خواندنشان سخت نيست و به آدم اعتماد بنفس كتاب خواندن مي دهد. اخيرا يكي دو تا كتاب قطوري كه راجع به چگوارا منتشر شده است را مي خواندم. اين اعتماد بنفس در مطالعه را شديدا تقويت مي كرد! در فضاي کتاب های حزب اللهي هم خاطرات عزت شاهي و احمد احمد و دا همین طور هستند... ● نوشته شده در تاریخ هجدهم اسفند 1387 ● | حاشیه.... ● تصویر یک نامه اداری از دکتر داوری اردکانی. ● سایت تبیان در قسمت کتابخانه اش، یک قسمت نسخه های خطی راه اندازی کرده. می توانید عکس صفحه های مختلف نسخه های خطی را ببینید.
●يادداشت عبدالله شهبازي در مورد كانديداتوري ميرحسين موسوي
به مناسبت این ایام قسمتی از این حدیث زیبا را در ادامه آورده ام. بابی در اصول کافی در کتاب الحجة وجود دارد تحت عنوان « بَابٌ نَادِرٌ جَامِعٌ فِي فَضْلِ الْإِمَامِ وَ صِفَاتِهِ». حدیث اول این باب که حدیث نسبتا مفصلی هم هست همين حديث است كه از امام رضا عليه السلام نيز نقل شده است. (خواهشا اگه تمرکز روحی دارید ادامه متن را بخوانید وگرنه اگه پنجاه تا پنجره ویندوز اکسپلورر و نت اسکیپ و موزیلا و غیره و ذلک باز کردید و همزمان دارید ایمیلتان را چک می کنید و اخبار تابناک را می خوانید و با ده نفر چت می کنید! لطفا بی خیال این متن بشوید. سیوش کنید بعد تو این چند روز سر صبر بخونید.) الْإِمَامُ كَالشَّمْسِ الطَّالِعَةِ الْمُجَلِّلَةِ بِنُورِهَا لِلْعَالَمِ وَ هِيَ فِي الْأُفُقِ بِحَيْثُ لَا تَنَالُهَا الْأَيْدِي وَ الْأَبْصَارُ الْإِمَامُ الْبَدْرُ الْمُنِيرُ وَ السِّرَاجُ الزَّاهِرُ وَ النُّورُ السَّاطِعُ وَ النَّجْمُ الْهَادِي فِي غَيَاهِبِ الدُّجَى وَ أَجْوَازِ الْبُلْدَانِ وَ الْقِفَارِ وَ لُجَجِ الْبِحَارِ امام مانند آفتاب در عالم طلوع كند و بر افق قرار گيرد كه دست و ديده مردم بدان نرسد، امام ماه تابنده، چراغ فروزنده، نور بر افروخته و ستاره رهنما در تاريكى شبها و بيابانهاى تنها و گرداب درياها است، الْإِمَامُ الْمَاءُ الْعَذْبُ عَلَى الظَّمَإِ وَ الدَّالُّ عَلَى الْهُدَى وَ الْمُنْجِي مِنَ الرَّدَى الْإِمَامُ النَّارُ عَلَى الْيَفَاعِ الْحَارُّ لِمَنِ اصْطَلَى بِهِ وَ الدَّلِيلُ فِي الْمَهَالِكِ مَنْ فَارَقَهُ فَهَالِكٌ امام آب گوارائى است براى تشنگى و رهبر بحق و نجات بخش از نابودى است، امام چون تشنگى و رهبر بحق و نجات بخش از نابودى است، امام چون آتشى است بر تيه براى سرمازدگان و دليلى است در تاريكىها كه هر كه از آن جدا شود هلاك است. الْإِمَامُ السَّحَابُ الْمَاطِرُ وَ الْغَيْثُ الْهَاطِلُ وَ الشَّمْسُ الْمُضِيئَةُ وَ السَّمَاءُ الظَّلِيلَةُ وَ الْأَرْضُ الْبَسِيطَةُ وَ الْعَيْنُ الْغَزِيرَةُ وَ الْغَدِيرُ وَ الرَّوْضَةُ الْإِمَامُ الْأَنِيسُ الرَّفِيقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ وَ الْأَخُ الشَّقِيقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِي الدَّاهِيَةِ النَّآدِ الْإِمَامُ أَمِينُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ خَلِيفَتُهُ فِي بِلَادِهِ وَ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ وَ الذَّابُّ عَنْ حُرَمِ اللَّهِ امام ابرى است بارنده، بارانى است سيل آسا، آفتابى است فروزان و آسمانى است سايه بخش و زمينى است گسترده و چشمهاى است جوشنده و غدير و باغى است، امام امينى است يار و پدرى است مهربان و برادرى است دلسوز و پناه بندگان خدا است در موقع ترس و پيشآمدهاى بد، امام امين خداى عز و جل است در ميان خلقش و حجت او است بر بندگانش و خليفه او است در بلادش و دعوتكننده به سوى خداى عز و جل است و دفاعكننده از حقوق خداى جل جلاله است. الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْمِ الْمَوْسُومُ بِالْحِلْمِ نِظَامُ الدِّينِ وَ عِزُّ الْمُسْلِمِينَ وَ غَيْظُ الْمُنَافِقِينَ وَ بَوَارُ الْكَافِرِينَ- الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لَا يُدَانِيهِ أَحَدٌ وَ لَا يُعَادِلُهُ عَالِمٌ وَ لَا يُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِيرٌ مَخْصُوصٌ بِالْفَضْلِ كُلِّهِ مِنْ غَيْرِ طَلَبٍ مِنْهُ لَهُ وَ لَا اكْتِسَابٍ بَلِ اخْتِصَاصٌ مِنَ الْمُفْضِلِ الْوَهَّابِ امام كسى است كه از گناهان پاك است و از عيوب بر كنار است، به دانش مخصوص است و به حلم و بردبارى موسوم، نظام دين است و عزت مسلمين و خشم منافقين و هلاك كفار، امام يگانه روزگار خود است، كسى با او برابر نيست و دانشمندى با او همسر نيست، جايگزين ندارد، مانند و نظير ندارد، بدون تحصيل مخصوص به فضل و از طرف مفضل بدان اختصاص يافته... با استفاده از اصول كافي ترجمه كمره اي ● نوشته شده در تاریخ پنجم اسفند 1387 ● | |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |