![]() |
![]()
حاشیه....
(البته به شرط این که دو روز دیگه در ادامه دیدارهایی که ایشون برای ساکت کردن طیف های مختلف و همراه نشان دادن همه با رسانه ملی داشته اند یه دفعه یه جلسه با وبلاگنویسان نذاره! و فرداش هم تیتر اول «جام جم» را به نفع خودش مصادره نکنه، مثل جلسه ای که چند هفته پیش با امام صادقی ها گذاشت و فضا را برای ادامه کار خودش آرام کرد.+ و +) اعصابم خرد میشه وقتی میبینم شاهکارهای تلویزیون برای ایام عید غدیر شامل تکه های انتخاب شده ای از مداحی های مختلف است به همراه میان برنامه های مستربین و سیرک و دوربین مخفی های مسخره. لابد حکمتش هم اینست که مردم در عید غدیر با سیرک و مستربین شاد شوند و با مداحی ها هم ایمانشان به خدا و روز قیامت بالا برود. اصولا من فکر می کنم سیاست اصلی آقای ضرغامی برای اداره تلویزیون اینه:"سعی کن همه رو ساکت کنی" تو ماه رمضون از یک طرف چند تا جفنگ دستشویی و اینا می سازند، از طرف دیگه هم از مراجع تقلید دعوت می کنند که ده دقیقه قبل از سریال ها صحبت کنند! هم بیوت مراجع آرام می شوند و جلوی سیل انتقادات مذهبی ها گرفته می شه(همانطور که آیت الله جنتی بعد از ماه رمضان امسال در نماز جمعه تهران از پخش برنامه های مراجع معظم تقلید قدردانی کردند) و هم یک سری آدم های متوسط جامعه سرگرم می شوند. سیمای لاریجانی هر عیب و ایرادی که داشت لااقل متناسب با شخصیت خود لاریجانی آدم یک نوع عقلانیتی در کل برنامه های تلویزیون احساس می کرد ولی در دوره ضرغامی این عقلانیت به آموزه "سعی کن دم همه رو داشته باشی" و بده بستان های سیاسی تقلیل پیدا کرده. البته از انصاف نباید گذشت که این سردرگمی و بی برنامگی فکری و فضای هرکی هر کی رسانه ملی باعث شده که این وسط بعضا کارهای خوبی هم به صورت تصادفی ساخته شوند. پی نوشت:
۱.شما می دونستید آقای ضرغامی گفتند: سریال "مرگ تدریجی یک رویا"ی آقای جیرانی در راستای رهنمودهای مقام معظم رهبری برای مبارزه با "ناتوی فرهنگی" ساخته شده؟!
۲.به نظر شما من خیلی عصبانیم از اینجور پست ها می نویسم؟! ● نوشته شده در تاریخ بیست و نهم آذر 1387 ● | حاشیه....
● شماره جدید فتیان روی سایتشان.
دیدن یکی از آخرین تیترهای این سایت(سهلانگاري در برخورد با سونامي اقتصادي كشور) باعث شد تا این پست را بنویسم. اصولا بستر اصلي تحليلها و اخبار مورد علاقه تابناک ارائه نظریات و پردازش اخباری است که از دیدگاه گردانندگان این سایت معمولا همه از آن غافلند و فقط به ذهن این سایت می رسد و هیچ کس دیگر عمرا بتواند در این حد شعور باشد که بتواند یک همچین تحلیل هایی بدهد و یک چنین بحران هایی را که همه از آن غافلند پیش بینی کند. (یاد یه مطلب طنز تو یه نشریه دانشجویی موقع انتخابات نهم ریاست جمهوری می افتم که در مورد محسن رضایی نوشته بود: مثل شهید بهشتی که امام در موردش گفتند «او یک ملت بود»، محسن رضایی هم در مورد خودش همین اعتقاد رو داره!) این تحلیل های خاص هم معمولا مانند آنچه که در خیر مربوط به علما آمده و یا مانند وعده محسن رضایی برای حمله امریکا به ایران، مستند به یک سری اطلاعات سری هستند که فقط دست آقایان به آن می رسد و بقیه از آن محرومند. نظراتي هم كه در اين سايت تأييد مي شوند معمولا دو دسته اند: 1. نظراتي كه از هوشمندي و ذكاوت نويسندگان مطالب تجليل ميكنند مثل این که: بابا شما چرا اينقدرباهوشيد؟! آفرين . تحليل بسيار مهمي بود كه به عقل هيچ كس نرسيده بود. (یاد یکی از فیلم های تبلیغاتی محسن رضایی در انتخابات نهم می افتم که وقتی در جمع طرفدارانش سخنرانی می کرد یک عده ای داد می زدند که محسن!!! دوست داریم. محسن!!! دوست داریم) 2. نظراتي كه تحت تأثيرهمان تحليلي كه نويسنده داده است يك فرض ماليخوليايي ديگر به احتمالاتي كه در مورد خبر يا تحليل ذكر شده وجود دارد اضافه مي كنند: سونامي اقتصادي خيلي مهم است اما بايد مراقب سونامي هاي ديگر مانند سونامي فرهنگي، سونامي اجتماعي و .... هم بود. البته علاوه بر اين كه ممكن است امريكا به ايران در خليج فارس حمله كند احتمال درگيري در كهكشان هاي ديگر را هم بايد به تحليل شما اضافه كرد كه اين مطلب هم معمولا توسط دولت ناديده گرفته مي شود. این وسط بعضی وقت ها به این فکر می کنم که واقعا چگونه جنگ هشت ساله ما با عراق با فرماندهی امثال محسن رضایی اداره می شد؟! ● نوشته شده در تاریخ بیست و یکم آذر 1387 ● | حاشیه.... ● ظاهرا فشار رسانه ای روی خدا کار خودش را کرد! به نحو شگفت انگیزی اسمم در قرعه کشی عمره دانشجویی دراومد. از خدای مهربان که پیدا و پنهان وبلاگ ها را می داند ممنونم!
● حاشیه دیگه ای ندارم. چند تا موضوع سیاسی تو ذهنمه که هر کدومشون در حد یک پستند.
● ایام مبارکی در پیش است. انشاالله که بتوانیم استفاده کنیم.
یکی می گوید از خدا هیچ نمی فهمیم، آن یکی فلوچارت همه افعال و اسماء و صفات خدا را برایت رسم می کند. یکی می گوید ملائکه مجردند، آن یکی می گوید ملائکه واقعا بال دارند! و تأکید می کند که عقل اول و دوم و ... و عقل فعال ساخته ذهن فیلسوفان است. یکی می گوید نفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاست آن یکی می گوید نه، بدن ذره ای بر این بدن مادی تقدم دارد. یکی می گوید معاد جسمانی است.آن یکی می گوید معاد با جسم است ولی نه با این جسم مادی. یکی شیخ صدوق را رد می کند، آن یکی ملاصدرا را....یکی سروش را نقد می کند دیگری شهید مطهری را. وسط این همه دعوای کلامی بعضی چیزها هست که طعمش با بقیه حرفها فرق می کند:
لا اله الا الله عدد امواج البحور لا اله الا الله و رحمته خیر مما یجمعون لا اله الا الله عدد الشعر و الوبر لا اله الا الله عدد الحجر و المدر لا اله الا الله عدد لمح العيون لا اله الا الله فى الليل اذا عسعس و فى الصبح اذا تنفس لا اله الا الله عدد الرياح فى البرارى و الصخور لا اله الا الله من اليوم الى يوم ينفخ فى الصور (دعا در دهه اول ذیحجه ، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شیخ صدوق) ● نوشته شده در تاریخ پانزدهم آذر 1387 ● | حاشیه.... ● موسوی می آید، موسوی نمی آید. کلا این تکذیب و تأییدها را که می خوانم یاد یه مطلب طنز ابراهیم نبوی می افتم که با موضوع چهل سال بعد در چنین روزی نوشته بود که گفته می شود میرحسین موسوی در نوزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا خواهد شد، وی از پنجاه و هشت سال پیش تا کنون همواه قصد کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را داشته است!
یادداشت برداری کامل کرده بودم از صحبت هایی که در جلسه طرح شد برای نوشتن یک پست وبلاگی اما نشد دیگه...(این مطلب شبه وبلاگی راجع به مراسم و این عکس ها توصیه می شود.+ و +) یکی از سخنران های مراسم حاج آقای صادقی رشاد بودند. مدیر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی. کلی صحبت کردند که بگویند «فیلسوف فرهنگ» یعنی چه. پس از توضیحات مفصل راجع به فرهنگ به این نتیجه رسیدند که “فرهنگ” = “جهان زیست.... ”(فقط فکر کردن روی همین "جهان زیست" باعث شد نتونم بقیه تعریف را بخاطر بسپارم!) و بعدش هم این را توضیح دادند که فلسفه فرهنگ از سنخ «فلسفه های مضاف» است و ....( حالا یه نفر باید دو ساعت فلسفه مضاف رو توضیح بده! آدم یاد آب مضاف و آب کر میافته!) بعضی اوقات احساس می کنم افرادی که در تقابل فکری ما و دنیای جدید و بخصوص در فضای جنبش نرم افزاری در سال های اخیر سریع وارد فضای تولید علم شده اند فضا را پیچیده تر کرده اند. آدم بعضا یک نظریاتی می بینه که آشنایی با کلید واژه هاش کلی وقت می بره چه برسه به خود نظریه. بله قبول دارم که اصولا فلسفه چون با معقول ثانی سر و کار داره ادبیات خاص داره و مخاطب خاص و ... ولی احساس می کنم درصد زیادی از این نظریات جدید فقط حاصل نوعی تکلف در ادبیاتند و به زور تولید شده اند. مطلب جدیدی را هم بیان نمی کنند و فقط صورت بندی شیکی به همان محتوای قدیمی می دهند. نهایتا هم مانند نسخه های دموی نرم افزارها فقط یک ظاهر زیبا نشان می دهند اما کار نمی کنند. فکر می کنم اگر بیش از وقت گذاشتن روی این نوع تولید فکرهای متکلفانه روی تاریخ فکر و فلسفه بخصوص در دنیای جدید وقت بگذاریم بیشتر نتیجه می گیریم. ● نوشته شده در تاریخ سوم آذر 1387 ● | |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |