![]() |
![]()
حاشیه....
● به به! دوستمون هم كه تبليغات انتخاباتي رياست جمهوري شون رو از الآن شروع كردند. ●اين لينك هم از توليدات دوستان قديمي در دانشگاه صنعتي و از علماي فعلي است. ●اين لينك هم بنا به درخواست وبلاگ جايي براي بودن و همچنين براي تحكيم دوستي ها اينجا قرار داده مي شود. (تبليغات شما را در وبلاگ نفسانيات با تخفيف ويژه پذيراييم!)
همه چيز سرجاي خودش است. جوانها به اسلام و انقلاب علاقه شديد دارند و اگر توليدات فرهنگي ما در بعضي زمينه ها كم است به اين دليل است كه اصولا بسياري از توليدات فرهنگي ما قابل ارزيابي كمي نيست و الخ. دسته دوم از تحليلها در نقطه مقابل بيانگر اين مطلب هستند كه ما هر روز به لحاظ فرهنگي توخالي تر ميشويم و در اين وضعيت فقط شعارها و ادعاهاي ماست كه زيادتر ميشود. بيشتر تحليل هاي روشنفكري از وضعيت ما نهايتا به تحليلهاي دسته دوم ميرسد. من هم با وجود اينكه قلبا دوست دارم تحليلهاي دسته اول صادق باشند در عمل آشفتگياي در مسائل فرهنگي خودمان ميبينم كه گاهي مجبور ميشوم به اين نتيجه برسم كه تحليلهاي دسته دوم به واقعيت نزديكترند. ۲. در نمايشگاه كتاب امسال بواسطه كاري كه با چند نفر از دوستان قبول كرده بوديم سالن اصلي بيست و يكمين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران را كه مربوط به ناشران عمومي است غرفه به غرفه و ناشر به ناشر بررسي ميكرديم. تقريبا هر روز و هر روز بيش از هشت ساعت فقط در سالن ناشران عمومي پرسه مي زديم. اين مطلب را گفتم كه گفته باشم از روي مشاهده حرف ميزنم نه راه هوا.... *ادامهاش را هم ببينيد* ادامه مطلب ● نوشته شده در تاریخ بیست و یکم اردیبهشت 1387 ● | حاشیه....
● چند وقته افسردگي حاد گرفتم. آمار بازديدكنندههاي وبلاگم كم شده ● آدم بعضي وقت ها حرصش از اين خبر رساني و جنجال سايت تابناك درميآد. بعضي تحليلهاي توهمي و شيوه خبر رساني خود استراتژيست پندارانه شون را كه ميبينه يقين ميكنه كه بعضيهاشون بايد حتما يه دور به يه روانپزشك مراجعه كنند.
● فيلم هاي سايت مركز اسناد ديدنيند. بخصوص اين فيلم صحبت هاي علامه راجع به شهيد مطهري.
1.هر چند در تاريخ قضاياي شرطي موضوعيت ندارد اما براي درك اهميت وجود برخي افراد در تاريخ تفكر ميتوان تاريخ را بدون حضور آنها تصور نمود و تفاوتهاي احتمالي حضور يا عدم حضورشان را بررسي كرد.
در اين شرايط فرضي آيا فلسفه هاي ديني به اين اندازه رشد ميكرد و مجال طرح مييافت؟ اگر امثال فارابي و ابن سينا نبودند و در ابداع مواد ثلاث و وجود و ماهيت موجودات كوشش نميكردند تاريخ تفكر اسلامي با آنچه اكنون به دست ما رسيده است چقدر تفاوت ميكرد؟ اگر تاريخ حديث شيعه بدون كليني و كتاب كافي رقم ميخورد متأخران او چه دستمايهاي براي تأمل و تحقيق و تفكر در اين جوزه در اختيار داشتند؟ شايد تأمل در اين موضوع و نتايج متصوَّر از چنين خلأي ما را با حديث "العلماء ورثة الأنبياء" همراه سازد و به اين نتيجه ضمني برسيم كه برخي از بزرگان تاريخ تفكر در هدايت بشر شأني دارند كه با نبودن آنها و فقدان آموزههاي تبيينشده از سوي ايشان گويي دري از هدايت به روي خلق بسته ميشد و مخالف قاعده لطف حقتعالي اتفاق ميافتاد. 2. شايد بواسطه افراط و تفريطها در تبليغات، تصوير آثار شهيد مطهري بصورتي كليشهاي و تكراري در ذهن بسياري از ما ثبت شده باشد اما واقعيت اينست كه در بسياري از مقولات مبتلابه فكر ديني در دوران ما كارهاي شهيد مطهري قابل اغماض نيستند، بلكه ميتوان گفت در بعضي حوزهها اگر كارهاي شهيد مطهري را كنار بگذاريم هيچ اثر قابل تأمل ديگري در طول 50 سال گذشته پيدا نخواهيم كرد...... * كوتاهه، ادامهاش را هم ببينيد* ادامه مطلب ● نوشته شده در تاریخ دوازدهم اردیبهشت 1387 ● |
● اين سايت هاي خريد اينترنتي كتاب جالبند، ببينيد(+، +) بخصوص سايت آدينه بوك كه بانك نسبتا جامعي در اين زمينه فراهم كرده. ● من هم با بعضي ها كه گفتند ما تخممرغ هايمان را بيش از حد در سبد سياست ريختهايم صرفا راجع به همين اظهار نظر موافقم.اما بعضي حرفهاي سياسي را آدم اگه نزنه تو گلوش ميمونه. يكياش نوشتن راجع به بساط كروبي و دار و دستشه. كارهاي شيخ اصلاحات من رایاد این روایت می اندازد:
يَهرَمُ ابنُ آدَمَ وتَشِبُّ مِنهُ اثنَتانِ : الحِرصُ والأمَل آدميزاد پير ميشود و دو چيز در او جوان ميگردد: آزمندي و آرزو
وقتي دليلش رو ازش ميپرسند توضيح ميده كه كلا آدم سر هر وعدهاي يك ربع دير برسه كلاس داره! من هم در همين راستا و همينطور براي اين كه اساتيد متوجه شوند كلاس بدون حضور بنده با چه ثلمهي عظيمي مواجه ميشه اين هفته كلا قيد شركت در كلاسهام را زدم. اصولا آدم ميتونه در ترم سه هفته غيبت داشته باشه، چرا از اين امكانات استفاده نكنه؟! البته دلتنگي براي اهل اصفهان و فرار كردن از شلوغيهاي تهران هم مزيد بر علت بود. اينقدر دلم تنگ شده براي اصفهان كه چند ساعتي را بدون اينكه كار خاصي داشته باشم صرف خيابان گردي و تماشاي آدمها در چهارباغ و دروازه دولت و ميدان امام و .... ميكنم. نماز را هم ميروم مسجد حكيم پشت سر آيتالله مظاهري. دلم براي پيرمردهاي غرغرويي كه موقع نماز شلوارشون را در ميآرند و با زيرشلواري راهراه نماز ميخونند تنگ شده بود! چقدر خوب ميشد اگه ما اصفهانيها يه مقدار از اين باريك بيني و تنگنظري مون كم ميشد. به هر كسي ميرسي احساس ميكني در نگاه اول سر تا پات را برانداز ميكنه. انگار اينجا آدمها كمتر چشم ديدن موفقيت همديگر را دارند. از طرفي اين فضاي تنگ آدم را ترغيب ميكند كه بيخيال اصفهان و از طرفي هم چيزهايي خوبي در اصفهان هست كه جاي ديگر پيدا نميشود.... ● نوشته شده در تاریخ پنجم اردیبهشت 1387 ● | |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |