![]() |
![]()
حاشیه....
● یه لیست کتاب های انقلاب اسلامی برای اصفهان زیبا کار کرده بودم که میذارمش توی این پست. البته چون قرار بود سی تا بشه مجبور شدم بعضی از کتاب هایی را هم که نخونده بودم بذارم توی لیست. ● ببینیم آخرش این کلمنته سرمربی ایران می شه که این علی آبادی بتونه اقتدار مدیریتی اش را به رخ صفایی فراهانی بکشه یا نه؟ یه بار که خواست اقتدار مدیریتی اش را به رخ دادکان بکشه زد دو سال فوتبال ایران را تعطیل کرد...
● یه لینک برای علاقمندان به مداحی های عربی
هرچند کتاب های دیگری هم هستند که جایشان در این لیست خالی است. ضمنا ترتیب کتابها کاملا پست مدرن و اتفاقی است.
*ادامه مطلب را حتما ببينيد* ادامه مطلب ● نوشته شده در تاریخ بیست و یکم بهمن 1386 ● | حاشیه....
● دنیا قراره تا به کی اینجور باشه....؟ ● برنانیوز. بخش های جالبی داره بخصوص اگه اینترنت پرسرعت داشته باشید. در بخش گزارش کرسی های برگزار شده متن کامل جلسات بصورت فایل متنی هست.
● یکی از کارهای خوب در دانشکده برگزاری همایش های آزاد به زبان انگلیسی است. هر شخص باید با تهیه پاورپوینت پنج دقیقه راجع به یک موضوع به زبان انگلیسی صحبت کند. در آخرین همایشی که برگزار شد من هم بحثی کوتاه راجع به علامه طباطبایی و هانری کربن ارائه دادم که پاورپوینت آن اینجاست.(البته با 2007 باز می شه) این ترم، ترم اولی بود که به طور نصفه و نیمه زندگی خوابگاهی را تجربه می کردم. آدم با مسائل جدیدی آشنا می شود و در این بین چیزهایی هست که واقعا در خوابگاه مزه می دهد: دیدن تلویزیون بصورت دسته جمعی: تماشای فوتبال، فیلم و سریال و اخبار در سالن تلویزیون خوابگاه مزه دیگری دارد. همه نشسته اند و راجع به تعویض های منصور ابراهیم زاده کارشناسی می کنند. ساعت هشت و نیم شب هم که می شود همه برای دیدن بیست و سی به اتاق تلویزیون هجوم می آورند. بیشتر حال تلویزیون دیدن با بچه های مثبت دانشکده ما به اینه که دیگه کسی مخالف احمدی نژاد نیست و آدم میتونه با خیال راحت و با افتخار به اخبار گوش بده و مثل بعضی جمع های دیگه هی حرص نخوره که الآن کی چی می گه و دولت تضعیف می شه و ... رجوع مریدان به آدم! یکی دیگر از موارد که علی الخصوص برای بنده و نفسانیاتم مایه شعف فراوان می شود رجوع دانشجویان لیسانس به اتاق آدم در خوابگاه برای ارشاد و رفع اشکال و سوالات و راهنمایی برای کنکور فوق و ....است. علی الخصوص که آدم مهندس هم باشه و تو جایی که مهندس پیدا نمیشه هی بهت بگند: مهندس، مهندس! واقعا خستگی پاس کردن درس های چندش آوری مثل الکترومغناطیس و رله و کنترل خطی و .... که هنوز در اعماق وجود آدم هست برطرف میشه! واقعا این چایی و قند عجب مزه ای می کنه توی خوابگاه. البته نوع بحث می تونه متفاوت باشه. از بحث های زرد و خاله زنکی و داستان عشق های نافرجام که یکی از هم اتاقی هام تخصص ویژه ای در آن دارند، گرفته تا بحث های جدی سیاسی، فقهی، حدیثی و ... چای و قند هم که ارزان ترین و خوشمزه ترین چیزی است که می شود در خوابگاه خورد. این چند وقت با همین مخارج رفت و آمد و تنقلات و ژتون و شهریه دانشکده و ....دارم به درک واقع گرایانه تری از پول می رسم! فکر کنم باید دوباره کتاب آقای طاهرزاده و روایات مربوط به رزق را مرور کنم! دعای فرج و زیارت آل یاسین عصرهای جمعه: اصلا می خواستم این پست را برای همین مطلب آخری بنویسم.... الهی عظم البلاء و برح الخفاء وانکشف الغطاء وضاقت الأرض و منعت السماء و أنت المستعان و إلیک المشتکی و علیک المعول فی الشدة و الرخاء... را که مکبر نماز جمعه مصلای شهرری بعد از نماز عصر می خواند دیگر نمی توانم جلوی اشک هایم را بگیرم... ● نوشته شده در تاریخ دهم بهمن 1386 ● | |
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |