تبليغاتX
::نفسانیات یک من::
فارغ التحصيل مهندسي برق از دانشگاه صنعتي اصفهان
دانشجوي كارشناسي ارشد الهيات
دانشكده علوم حديث شهر ري
علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل


با وجود این‌که فرق تورم نقطه‌ای و متوسط را می‌فهمم در انتخابات22خرداد 1388 به احمدی‌نژاد رأی دادم و به این‌که جزء سیاهی لشکر جبهه اشرافیت سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی نبودم افتخار می‌کنم.

به آینده امیدوارم.



صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
ما و خودمان
میرزا قلی‌خان راپورتچی
روایتی دیگر
پارک ممنوع والا پنچر می‌شوید
تله پــاتی
چــای نــبــــات
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
ســـــــفیــــــر
قرار شبــانه
خاکریزیسم
تسنیم
توهم
این راه بی نهایت
محمد حسین ساعی
آرمانخواهی
انانيت من
من و خودم
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
شطرنج ناتمام
هـــــــوا خـــــــوري
ثقـــلیــــــن
باد صبا
محدث
تشريك
گیومه
زمانه
روستاي فطرت آباد
من پت هستم
حديث هجرت
اینجا نبودن
نقطه سر خط
یهود شناخت
پرواز تا ناکجا آباد
نقش
هابيل
سه الف
شقشقيه
مسک
تلنگر
مکتبخونه
سيد احمد فرديد
نشريه فتيان
عقل آباد
مسأله روش
رويش
قرارگاه
سواد قریه
آرمانشهر
شاهد بيآورم..؟
براي خاطر آيه‌ها
دو چشم
عصیان
نطع نمک
افکار یک من
تأملات
حوض فیروزه‌ای
كوچه صداقت
گوش قرمز
در جستجوی حقیقت


ترجیح می‌دهم وبلاگ‌هایی را در قسمت دوستان قرار دهم که نویسندگان آنها را از نزدیک بشناسم





*دوستت دارم مرد!*
*فوتبال در روزگار فروبستگی!*
*فتوحـــات مکـــیه*
*فتوحات مدنیه*
*انقلابی هستیم چون محافظه‌کاریم!*
*گفتگو با شهریار زرشناس در مورد مشروطه*
*فرهنگ، تمدن و انقلاب اسلامي*
*آن شراب طهور که شنیده ای میکده اش کربلاست*
*صل علي محمد، ياور رهبر آمد؟!*
*ابن خلدون و عقلانیت*
*جوامع حدیثی متقدم شیعه*
*گفتگو با حاج آقا میرباقری*
*پايان اتوپی‌های مدرن*
*کنکور ارشد + فلسفه + Chat + علوم حدیث + ....*
*تأملی در احادیث ثواب اعمال*
* IUT+ چماق +...*
* سید احمد فردید، سولات من و پاسخ های استاد طاهرزاده *
* طغیان *
* بیمه عمر *
* کدام علم، کدام زکات؟ *
* دو روایت در مورد رزق *
* تاریخ از نگاهی دیگر *
* پیامبر و دیگر هیچ! *



آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
 










 

حاشیه....

 

اللهم صل علی محمد و آله الفلک الجاریه فی الللج الغامره، یأمن من رکبها و یغرق من ترکها...

(از صلوات ویژه ماه شعبان)

با سلام و تبریک اعیاد شعبانیه 

·          بعضی اوقات که مقاله های طولانی مثل این مقاله و مقاله قبلی راجع به مشروطه را می نویسم،

انتظار زیادی برای خوانده شدن آن توسط مخاطبان ندارم و هدفم از گذاشتن آن روی وبلاگ بیشتر داشتن یک آرشیو کاری است،

ولی استقبال دوستان از مقاله تاریخی قبلی که مربوط به مشروطه بود

باعث شد تا با ذوق و شوق بیشتری این مقاله را روی وبلاگ بگذارم.

منتظر نظراتتون هستم. 

·          اگر حال و حوصله تاریخ خواندن داشتید، این دو سایت برای مطالعات تاریخ معاصر فوق العاده اند:

سایت عبدالله شهبازی

سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

·          دوستان اینترنت باز حتما خوانده اند. مقاله ای از سلیمی نمین راجع به دکتر روحانی و دار و دسته اش، آقایون در حین مسئولیت در شورای عالی امنیت ملی از دانشگاه های انگلستان مدرک دکترا گرفته اند!

بخوانید از اینجا:

 

ریشه های کودتای ۲۸ مرداد را از زمان سلطنت رضاشاه و قراداد دارسی و ماجرای شرکت نفت ایران و انگلیس می توان بررسی کرد.

اما اگر بخواهیم خلاصه تر بگوییم ماجرا از این قرار بود که مجلس شورای ملی که یادگار دوران مشروطه بود در دوره های پانزدهم و شانزدهم روزهای داغ تری را می گذراند.

بحث بر سر ملی شدن صنعت نفت بود و این که منافع حاصل از این نعمت خدادای به جیب ملت برود. این لایحه مخالفانی هم داشت که مهمترین آنها رزم آرا نخست وزیر وقت بود. با ترور او توسط فدائیان اسلام در 29 اسفند 1329 لایحه ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس رسید و مدتی بعد در ابتدای سال 1330محمد مصدق بعنوان طرفدار ملی شدن صنعت نفت نخست وزیر ایران شد.

آیت الله کاشانی که ریاست مجلس را برعهده داشت از ابتدای نهضت ملی شدن نفت نقش مهمی در به قدرت رساندن مصدق، تهییج افکار عمومی جامعه مسلمان ایران برای حمایت از نهضت و ارتباط با گروه های دینی مثل فدائیان اسلام داشت......


ادامه مطلب

● نوشته شده در تاریخ بیست و هشتم مرداد 1386 ● |






حاشیه....

 

 این مطلب توی صفحه اندیشه اصفهان زیبا چاپ شد.

از اول شهریور قراره سرباز بشم تا وقتی که نتایج قطعی کارشناسی ارشد بیاد

اگر هم کسی می دونه که کد۳۵ مال کدوم مرکز آموزشیه بگه لطفا.

وصیت نامه علمی دکتر داوری را هم بخوانید از اینجا:

 

کم کم رجب می رود و شعبان می آید. از آنچه به ما گفته اند، اجمالا می فهمیم که در این چند ماه رجب، شعبان و رمضان درهای آسمان باز است و بازار اجابت دعا و بهره گیری از رحمت الهی داغ تر از همیشه است، همان طور که خداوند در مورد ماه رجب در حدیث قدسی فرمود: ماه ماه من است و بنده بنده من. پس هر کس از من در این ماه چیزی بخواهد به او می دهم...

اما در این اوقات از خدا چه بخواهیم؟

می گویند در بهشت سه نوع نعمت داریم:

یکی نعمت های عمومی بهشت است که همه از آن برخوردارند. مثل جنات تجری و حورعین و لحم طیر و....باغ ها و میوه ها و سایر نعمت های معمولی اهل بهشت.

دسته دوم نعمت ها به خواست اهل بهشت مهیا می شود، همانجا چیزی را می خواهند و برایشان مهیا می شود:

لهم ما یشاؤون هر چه بخواهند برایشان مهیا می شود.

هرچند هر کس در بهشت هرچه بخواهد برایش مهیاست، اما عده ای بواسطه رشد و کمال معرفتی بیشتر،چیزهایی می خواهند که اصلا در مخیله بقیه خلایق نمی گنجد. قرآن از این دسته سوم نعمت ها که برای افراد خاصی است، این گونه یاد می کند:

فلا تعلم نفس ما أخفی لهم من قرة أعین

هیچ کس به آنچه از نعمت هایی که سبب روشنی چشم است و برای ایشان مهیا شده علم ندارد!

اصلا کسی از این جور نعمت ها سردر نمی آورد و عقلش به آن نمی رسد تا بخواهد و برایش مهیا شود!

شاید برای همین است که به ما یاد داده اند تا در پایان این سه ماه و در دعای نماز عید فطر اجمالا درخواست هایی این چنین از خدا داشته باشیم:

اللهم إنی أسئلک خیر ما سئلک به عبادک الصالحون

خدایا من از تو بهترین چیزهایی که بندگان صالحت می خواهند را می خواهم

در این زمینه، یعنی نقش مهم عقل و معرفت در نتایج اعمال و نعمت های بهشتی روایت قابل تأملی در جلد اول اصول کافی در کتاب عقل و جهل، از امام صادق علیه السلام روایت شده است که در ادامه می آید.


ادامه مطلب

● نوشته شده در تاریخ بیست و دوم مرداد 1386 ● |






.............

حاشیه

.............

·         اگر روی آیکون   در ستون سمت چپ وبلاگ کلیک کنید

می توانید آمار بازدیدکنندگان از این وبلاگ را ببینید.

نکته ای که برای خودم جالب توجه بوده، وجود بازدیدکننده ثابت از امارات متحده عربی

از بدو راه اندازی وبلاگ است.

خوشحال می شوم چنانچه مخاطبان وبلاگ در امارات را بیشتر بشناسم.

 

·         یکشنبه چهاردهم مردادماه سالروز صدور فرمان مشروطیت در ۱۲۸۵ شمسی است.

مطلبی که در ادامه می آید، مقاله کوتاهی است که برای ویژه نامه مشروطه

روزنامه اصفهان زیبای شنبه۱۳مرداد ماه نوشتم.

مطلب را هفته پیش نوشته بودم

و بدلیل هول بودن مسئول صفحه! برای ارائه مقاله احساس کردم زیاد خوب نشده است ولی وقتی شنبه روزنامه را خریدم و نسخه چاپی را خواندم، کلی از خواندن نوشته خودم استفاده کردم!

مقاله خوب پیوند غرب گرایی و عوام زدگی هم در همین ویژه نامه چاپ شد.

 

·         تا یادم نرفته این نکته را هم یادآوری کنم که لطفا یکشنبه ها و چهارشنبه ها هم ۵۰ تومان خرج کنید و اصفهان زیبا را بخرید، دوستان صفحه فرهنگ و اندیشه در می آورند.

·         حاشیه بی ربط!: مصاحبه فرزاد جمشیدی راجع به فرزاد حسنی را هم بخوانید از اینجا:

....................................................................................................................................................................

....................................................................................................................................................................

 

ما و غرب در عصر مشروطه

 

...مسأله دیگری که در تاریخ مشروطه و تاریخ معاصر ایران و سایر کشورهای اسلامی جای تأمل زیادی دارد توجه به این نکته است که چگونه در حالی که بسیاری از فرهنگ ها و ادیان دیگر براحتی با غرب و شعارهای جدید آن کنار آمدند و مثل آسیای میانه و یا شرق دور به نوعی شکلی از هویت غربی را پذیرفتند، این همه تنش، درگیری و دعوا، به دار زدن امثال شیخ فضل الله نوری، کشتن آیت الله بهبهانی، دستگیری و اعدام جهانگيرخان شيرازي رئيس روزنامه صوراسرافيل و خفه كردن سيد جمال الدين واعظ و دهها عنوان دیگری که در لیست اتفاقات مهم دوران مشروطه -که شروع آشنایی جدی و انتقادی ما با غرب سیاسی است- می توان پیدا کرد نشانه چیست؟

چرا ما که از ژاپن و شرق دور از لحاظ جغرافیایی به دنیای جدید خیلی نزدیکتر بودیم اکنون و پس از دویست سال از جنگ های ایران و روس و تأسیس دارالفنون و صد سال پس از نهضت مشروطه در بسیاری از شاخص های دنیای مدرن با آنها قابل مقایسه نیستیم؟ چرا ما راحت غربی نشدیم و شعارها و راه حل های امثال میرزا ملکم خان و غربی شدن به شیوه رضاخانی را تحمل نکردیم؟...


ادامه مطلب

● نوشته شده در تاریخ چهاردهم مرداد 1386 ● |






 

.............

حاشیه

.............

  • حاشیه اول این که لطفا یک شنبه ها پنجاه تومن خرج کنید و سراغو ویژه نامه اکسیر که کار سرویس جوان روزنامه اصفهان زیباست را از دکه های مطبوعاتی شهر بگیرید البته اگر اصفهانی هستید.
  • حاشیه دوم هم این که وبلاگ دور جدید فعالیت هایش را با قالبی جدید و جذاب که حاصل زحمات دوستان در سرویس جوان روزنامه اصفهان زیباست شروع کرده است. سربزنید و نظر بدهید. بعضا مطالب بامزه ای دارد.با تشکر از علی شریعتی یا همون ر...ا..، رضاپورحسین، یحیی سهروردی ، امیرمالک صالحی و خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز! به خاطر مطالب این چند هفته و تشکر ویژه از صدرا مجد بخاطر وقت گذاشتن برای وبلاگ اکسیر و مابقی قضایا...
  • مطلب سوم هم این که یکی از مخاطبان وبلاگ در یک کامنت خصوصی پرسیده بودند که چرا در مورد امام زمان علیه السلام و شهدا در وبلاگتان مطالبی گذاشته نمی شود.نمی دونم چی بگم. اما کلیت مطلب اینه که احساس می کنم اگه در مورد بعضی چیزها آدم ساکت باشه سنگین تره.... فکر می کنم بعضی مسائل مثل امام زمان و درک صحیح آن از مقولاتی است که به قول آقای طاهرزاده اصلا توی روزگار ما گم شده... حرف زیاده، شاید هم اشکال از منه که دغدغه هام در این زمینه ها زیاد نیست....به هرحال مطلبی که برای این پست انتخاب کردم، یکی از آسیب های نوع نگاه ما به مقولات دینی و اهلبیت است که سعی کردم خلاصه مطرح کنم و البته در آخرین شماره  اکسیر هم بصورت دیگری منتشر شده بود.

..................................................................................................................

..................................................................................................................

 

فرهنگ با طعم قرص شادی

 

یک بنده خدایی می گفت روز مادر سر طلافروشی ها شلوغ می شود و روز پدر سر جوراب فروشی ها!

نمی دانم شما هم اهل خرید هدیه روز پدر هستید یا نه؟

برای عده زیادی از ما که ائمه و حضرت علی و حضرت زهرا علیهما السلام و قرآن و خدا و پیغمبر در همین حد خرید روز پدر و مادر و کادو دادن و کادو گرفتن و دیدن برنامه های شاد از تلویزیون خلاصه می شوند.

اگر مذهبی تر باشیم، احتمالا چند مداحی با سبک آهنگ سریال امام علی (ع) هم به مجموعه کارهای شاد فوق اضافه می شود تا نهایتا فرهنگ جامع و حیاتبخش اهلبیت علیهم السلام در حد یک قرص آرامبخش شادی خلاصه شود.

در این بین مناسبتهای عزا یا شادی مذهبی تفاوت چندانی ندارند. در هر دو بجای این که دنبال تحول و تغییر و بهتر شدن باشیم، بدنبال مراسمی هستیم که بخشی از نیازهای ارضاء نشده و حاجت های برآورده نشده مان را در آنها جستجو می کنیم.

این ما و سبک زندگی ماست که بقیه چیزها از جمله مناسبت های مذهبی و خدا و پیغمبر را مدیریت می کند.

مناسبت های شاد در حد یک کادو دادن و کادو گرفتن و خوش بودن و چند تا برنامه تلویزیونی با حضور خواننده ها و بازیگران مختلف دیدن خلاصه می شود.

مناسبت های عزا هم که در راستای حاجت گرفتن برای بقیه اهداف بسیار مهمتر زندگی! از قبیل ازدواج، پولدار شدن، کنکور، ماشین دار شدن و ...بکارگرفته می شود.

در دنیایی که امثال جرج جرداق های مسیحی دویست بار نهج البلاغه را دوره می کنند و باز هم در حیرتند، ما هیچ وقت همت نمی کنیم تا یک مرور جدی روی نهج البلاغه داشته باشیم، یا یک دوره تفسیر و ترجمه قرآن را جدی بخوانیم.

حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (ع) هم برایمان در جملات کلیشه ای گزارشگران صدا و سیما در روز پدر و روز مادر خلاصه می شوند که بهترین الگوی مرد و بهترین الگوی زن...همین.

ولی باز شدن این مطلب و این که این الگوها الهام بخش باشند و زندگی ما را تکان دهند موضوعی است که هیچ گاه اتفاق نمی افتد.

تغییر و تحول و پیش نیاز آن یعنی تأمل و فکر کردن کار وقت گیری است.

ما هم چون بی حال هستیم، ترجیح می دهیم همه معارف بزرگ انسان کامل شیعی در دو تا برنامه شاد و مفرح در روز مادر و روز پدر جمع و جور شود و اجمالا بدون این که آب از آب تکان بخورد و ما به زحمت بیافتیم، بقیه معارف بزرگ فرهنگ حیاتبخش اهلبیت علیهم السلام با زندگی غفلت زده ما هماهنگ شود.

با استیل زندگی غربی ای که کمآبیش همه ما با فراگیر شدن رسانه ها و  الگوهای توسعه ای تجربه می کنیم طبیعی است که همه افکار و اندیشه ها در حد موضوعات شاد و جالب و بامزه که نهایتا در حد اس ام اس زدن و یک جشن شاد ارزش وقت گذاری دارند پایین کشیده شوند.


● نوشته شده در تاریخ یازدهم مرداد 1386 ● |






حاشیه....

اردوی آموزشی سالانه جامعه اسلامی دانشجویان

  تا یکی دو هفته دیگر در ارومیه برگزار می شود.

توی یادداشت های سال های قبلم به مطلبی برخوردم که شاید گذاشتن آن روی وبلاگ خالی از لطف نباشد.

این یادداشت را توی سررسید سال۱۳۸۱، در روز پنجشنبه ۱۴شهریورماه نوشته بودم.

قضیه مربوط به اردوی آموزشی جامعه اسلامی دانشجویان در آن سال است

که در دانشگاه شهید رجایی تهران با موضوعی قریب به این مضمون فروپاشی دنیای مدرن،

شکوفایی انقلاب اسلامی برگزار شد.

دوستان وبلاگری مثل حسن حیدری و محمدرضا شفاه

(که آن سال با لطایف الحیلی! توی انتخابات دفتر مرکزی که بعد از همین اردو برگزار شد رأی آورد)

 احتمالا خاطرات بیشتری از آن دوران دارند.

آقای ربانی، آقای یزدیان، آقای یاسینی و خانم شهیدی هم از چهره های فعال و مسئولان آن اردو بودند که تصویر تلاش و فعالیت و حرص خوردنشان در ذهنم مانده است.

من در آن دوران عادت جالبی داشتم و آن هم پریدن توی ماشین سخنران ها بود!

در اردوها و همایش های مختلف دانشگاه خودمان و دانشگاههای دیگر وقتی جایی سخنران وشخصیت برجسته ای را تنها پیدا می کردم در فرصت مناسب سوار ماشینش می شدم

و کله استاد بیچاره را تا مقصد می خوردم!

یادم می آید حداقل سه چهار بار این طوری مسیر قم- اصفهان و بالعکس را

با بعضی از اساتید طی کردم.

مطلبی که در ادامه می آید نوشته آن روز- پنج سال پیش- من حاصل گپ با حاج آقای میرباقری، رییس فرهنگستان علوم اسلامی قم است.

 

امروز جلسه آقاي مير باقري با موضوع « نگرش به انقلاب اسلامي از ديدگاه فلسفه تاريخ» برگزار شد ، فكر مي كنم براي بچه ها بحث جالب و تاثير گذاري بود.

 موضوع بحث ارائه يك فلسفه تاريخ بر مبناي تفكر الهي و قرآني بود و تحليل انقلاب اسلامی در چهارچوب آن. بعد از جلسه من حاج آقا را تا قم همراهي كردم و در طول مسير سوالاتي را كه داشتم با ايشان مطرح كردم.

 حاج آقا وقتي مي خواست سوار ماشين شود، از اينكه  برايش پژو گرفته بوند ، كمي ناراحت شد و به برگزار كنندگان اردو تذكر داد كه من ترجيح مي دهم از پيكان بالاتر سوار نشوم ، چون مردم مي بينند و در مورد روحانيت و حوزه ديد بدي پيدا مي كنند .

وقتی راننده در بین مسیر چند دقیقه ای برای استراحت نگهداشته بود می خواست برای حاج آقا آب بریزد، شروع کرد به شستن لیوانی که خودش چند دقیقه پیش با آن آب خورده بود.

حاج آقا به راننده که یک آدم معمولی بود گفت نیازی به شستن نیست،دهان مومن شفاست!

در طول راه تا قم ، سوالاتي را كه در مورد مسائل مختلف در ذهنم داشتم با حاج آقا مطرح كردم :

فردید، کتاب نقد، مهدي نصيري، شهيد آويني ، امام ، مقام معظم رهبري ، آيت الله مصباح ، آيت الله جوادي ، جلال آل احمد ، ... بحث كار فرهنگي در جامعه و دانشگاه و وظيفه ما ، سير مطالعاتي براي ساختن انسان هاي قوي و عميق ، ...

يك نكته اي كه حاج آقا مي گفتند و برايم جالب بود، در پاسخ به این سوال كه امثال ما كه به نوعي دغدغه كار ديني و اجتماعي دارند واز طرفي ظرفيت رشته هاي فني كه ما در آنها مشغوليم ، بستر گسترده اي را براي دغدغه هاي ديني در اختيار ما قرار نمي دهد بايد چکار كنيم؟

گفتند كه شما يك برنامه داشته باشيد براي زندگي و كار روي مسائل ديني و اگر يك برنامه دراز مدت داشته باشيد ، سه چهار سال تحصيل در دانشگاه در يك رشته فني با هدف تامين منبعي براي امرار معاش يا يك هدف تعريف شده ديگر خيلي وقت آدم را نمي گيرد.

مي گفتند اگر براي زندگي برنامه ريزي داشته باشيد ، ديگر تير آهن و ديوار ، خانه اي كه ديگران مي خواهند بسازند ، نمي شويد و در چهارچوب برنامه خودتان پيش مي رويد.

در مورد سير مطالعاتي مي گفتند كه حلقه هايي با محوريت مباحث ، « حديث ، قران ، سيره معصومين و شناخت حق و باطل و مصاديق آن در دنياي امروز » تشكيل مي دهيد.

در بحث قرآن ابتدا اين ، از طريق تلاوت مستمر قران مطرح مي باشد . سپس آشنايي با خواندن يك ترجمه روان مثل ترجمه آقاي مكارم و دقت روي آن ، و در مرحله بعد تحقيق روي بعضي مباحث خاص .

در بحث حديث مي گفتند كه روي كتاب «كافي» كار كنيد از كتاب «حجت» شروع كنيد بعد «عقل» بعد «جهل و توحيد» ، بعد «ايمان و كفر ». پس از كار روي آنها مي گفتند كه يك دور تفسير روائي مثل «برهان» با استاد بخوانيد و در كنار همه اين مسائل روي كتب اخلاقي و بحث ادعيه كار كنيد ، مفاتيح الجنان را از اول تا آخر با ترجمه بخوانيد و روي مضامين آن فكر كنيد ، كتاب باقيات الصالحات كه حاشيه مفاتيح است را بخوانيد و پس از آن اقبال الاعمال سيد بن طاووس ، صحيفه سجاديه و كامل الزيارات را هم نگاه كنيد.

می گفتند بچه ها باید با اصول نگرش دینی از طریق انس با قرآن و حدیث آشنا شوندو سعی شود که با این پایه فکری گرایش دینی بچه ها را به سمت دین حداکثری و تبیین اصول کلی نگاه دینی در مسائل اجتماعی هدایت کرد و سپس ان را به سمت شرایط عینی سوق داد.

از مطالب دیگری که حاج آقا روی ان تأکید داشتند بحث خودسازی و دعا و وقت گذاشتن برای انس با خدا با خدا بود، می گفتند حداقل روزی۵۰۰ صلوات با توجه بفرستید....


● نوشته شده در تاریخ چهارم مرداد 1386 ● |






 

Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.