![]() |
![]()
حاشیه... ● بابت شکستن رکورد تعداد کامنتها در پست قبل ممنون! در این زمینه با تشکر ویژه از آستمید، محمد معماریان و نشانه جایزه ویژه اهداء میگردد به... به پدیده این کامنتها"نشتی"! ● البته در این زمینه احتمالا یک سری آمار به آمارهای نجومی عملکرد دولت احمدینژاد اضافه میشه! چهارسال دیگه: تا قبل از این دولت تعداد متوسط کامنتهای برخی وبلاگها بیست کامنت بود. ما اومدیم یه حرفهایی زدیم مملکت رو بهم ریختیم، همه ملت وارد بحث شدند.. تعداد کامنتها رسید به دویست تا. این در سی و چهار سال گذشته بینظیره! ● تا قبل از ایام انتخابات و اینکه مجبور بشیم مثل ... از احمدینژاد دفاع کنیم، در ادامه مطالعات ادبیات روسیه داشتم آناکارنینا را میخواندم. میخواستم راجع به یکی از شخصیتهای رمان و شباهت برخی افکارش با احمدینژاد یک مطلب بنویسم با عنوان «کنستانتین لوین، احمدینژاد و صرافت طبع»(این مطلب را بخصوص برای محمد معماریان و سایر دوستانی که نظرشون اینه که "برنامه" داشتن برای توسعه و ... خیلی مهمه میخواستم بنویسم) ولی چون عازم مکه مدینه هستم فعلا مباحث خدا پیغمبری و اینها مهمتره. شاید بعدا نوشتم.
از همینجا از همه دوستان قدیم و جدید و خوانندگان محترم حلالیت میطلبم. بخصوص دوستان و خوانندگانی که این چند وقت در بحثها احیانا تندی و یا اهانتی نسبت بهشون بوده. هیچ آمادگی خاصی هم ندارم و بسیار نگران هستم. قبلترها که فیلسوفانه و صدارئیتر فکر میکردم آمادگی نفس و ظرفیتداشتن برای کسب کمالات یک عنصر خیلی برجستهای در ذهنم بود ولی در این یکی دو سالی که در دانشکده علوم حدیث بودم به لطف درسهای یکی از اساتید فیلسوف اشعریمزاج من هم کمآبیش به این نتیجه رسیدم که همه چیز دست خداست! و به قول همین استادمان در روایات ما وارد شده است که خداوند اگر بخواهد کمالاتی را که به پیامبرش نداده به یک مورچه میدهد! از نگاه ایشان ظرفیت و اینها اصولا کشک است و ساخته فیلسوفان، برای اینکه نظام علی ـ معلولی و قوانیناش را بر همهجا حتی تحلیل نحوه عملکرد خداوند هم حاکم کنند. در صورتیکه خداوند در این تحلیلها نمیگنجد و فاعل مایشاء است. یعنی گاهی کارهایی میکند که اصلا به عقل آدم نمیرسد! حدیث شیرینی در این زمینه از امام باقر(ع) وجود دارد: « كلما ميزتموه بأوهامكم في أدق معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود إليكم و لعل النمل الصغار تتوهم أن لله تعالى زبانيتين فإن ذلك كمالها و يتوهم أن عدمها نقصان لمن لا يتصف بهما و هذا حال العقلاء فيما يصفون الله تعالى به.» آنچه که در دقیقترینمعانی خود در اوهامتان متمایز میسازید، مخلوق و ساختهای مثل خود شماست که به درد خود شما میخورد. مورچه کوچک هم توهم میکند که خداوند دو شاخک دارد! چون فکر میکند که این موضوع کمالیاست برای او و نداشتن آن نقصانی برای خداست... و این حال عقلاست در آنچه که خداوند را به آن وصف میکنند! (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج66، ص: 293) دعا کنید که بتوانیم استفاده کنیم. بنده هم متقابلا دعاگوی دوستان حقیقی و مجازی خواهم بود.
+
نوشته شده در دوازدهم تیر 1388ساعت توسط یک آدم مهم
|
حاشیه... (با تشکر از ایمیل یونس در اقیانوس )
● جدید: خشونت سانسور شده ● یک: هاشمی رفسنجانی: بیشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم. ● دو: همسر هاشمی رفسنجانی:چرا اینگونه حرفهای مزخرف میزنند و بچههای من را به دزدی متهم میکنند؟ اگر تقلب نشود، موسوی رئیسجمهور میشود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر اینگونه شود، مردم به خیابانها میآیند و اعتراض میکنند. ● سه: میر حسین موسوی:شب انتخابات کاملا موافق عرف دیپلماتیک!! و موقعی که هنوز نتایج اعلام نشده: ما پیروز شدیم! ● چهار: آراي موسوي در هيچ يك از نظرسنجيها از احمدينژاد بيشتر نبود
به هرحال یک عده که سوابق امنیتی خوبی هم ندارند(بهزاد نبوی) گفته بودند اگر در این انتخابات احمدی نژاد رییس جمهور شود ما دیگر از ایران می رویم و الآن هم دارند آخرین زورهایشان را می زنند. مسأله هم فقط انتخابات و نتایج آن نیست. مسائل دیگری هم مانند داغ دل هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و خاندانشان به این موضوع گره خورده است و مسأله را مهمتر و متفاوت تر کرده است. (من حتی در این رابطه برخوردهای تند نیروی انتظامی با مردم در شب اول اعلام نتایج را که بیشتر به شعله ور شدن التهاب کمک کرد مشکوک می بینم. وضعیت زرد بود ولی اینها با پروتکل وضعیت نارنجی ملت را کتک زدند. واقعا اگه این نیروی انتظامی و گشت ارشاد که دولت بارها مخالفتش را باهاش اعلام کرده وجود نداشت من نمی دونم آقای موسوی چه شعار مهم دیگه ای غیر از جمع کردن گشت های ارشاد برای عده ای داشت؟ ) رفتار تند و بی منطق آقای مهندس موسوی هم واقعا جالب توجهه. کلا یاد اون صحنه آخر مناظرش با کروبی می افتم که مجری بهش تذکر قانونی می داد ایشون عصبانی می شد و می گفت آقا بنده یک فرد انقلابی ام! به قول شهاب اسفندیاری در این مطلب " جناب موسوي و دوستان ايشان، همچنان همان راديكالهاي سياسي و اقتصادي دهه شصت هستند. " که فقط ژست دموکراسی می گیرند. فکر می کنم کلا از سرکوب طرف مقابلشان با ارعاب و جنگ روانی بیشتر لذت می برند. بیشتر اعتراضاتی هم که میشه به خاطر اینه که یک عدهای که در تهران و شهرهای بزرگ هستند و دستشان به رسانه ها می رسد (بخصوص همسایههای هاشمی! و مسئولان بالاشهری) خیال میکنند باید ده برابر احمدینژاد رای میآوردند و مرتب هم این دروغ را تکرار می کنند. من این چند شب هم شهرری بودم و هم شمال تهران. شلوغی ها و اعتراضات مال شمال شهریهاست. ترکیب آرا هم تقریبا همینطور بود. در شهرری احمدی نژاد دوبرابر موسوی بود و در شمیران موسوی دوبرابر احمدینژاد. در تهران هم که موسوی چهارصد هزار تا از احمدینژاد بیشتر بود. مهندس موسوی توی سه ماه، پنج تا مسافرت هم به زور رفت ولی احمدینژاد همه دهکورههای ایران را توی این چند ساله رفتهبود و حتی توی همین مدت انتخابات هم پرکارتر از موسوی بود… و در نهایت احمدینژاد در کسب سبد رای ۱۵ میلیونی روستاها و ۱۷ میلیونی شهرهای کوچک موفقتر بود. (به نظرم اگر احمدی نژاد یه راهپیمایی از شهرری و میدون راه آهن به طرف بالای شهر تهران به مقصد خونه هاشمی رفسنجانی بذاره همه چیز حل میشه!)
+
نوشته شده در بیست و هفتم خرداد 1388ساعت توسط یک آدم مهم
|
حاشیه... ● فرهاد جعفری ( سایتش را ببینید چیزهای جالبی مینویسه) بعد از برنامه دیشب دکتر احمدینژاد در گفتگوی ویژه خبری به یکی از بچهها س.م.س زده بود که: شما بچه مسلمونها به خودتون ببالید به خاطر هوش، شرف و شجاعت این آدم. ● در طی چند ماه گذشته به رأی دادن به میرحسین موسوی هم فکر کردهام و ایشان هم چه رئیس جمهور بشود چه نشود برایم محترم و عزیز هستند. این را گفتم که بگویم مطلب زیر را از سر تعصب کورکورانه نسبت به احمدینژاد ننوشتهام. ● بعد از مناظره احمدینژاد – موسوی بعضی پیامها و اظهارنظرها از بعضی دوستان دریافت میکنم که در آن این محورها طرح میشود: وای اخلاق چی شد؟ چرا اسم بعضیها را برد؟ رئیس جمهور بیترمز نمیخواهیم و قس علی هذا. البته نمیدانم نوشتن این متن روی اینترنت چقدر در تغییر آراء مؤثر است ولی مینویسم.
که خب الحمدلله دیدم اخبار داره روی روال عادیش پخش میشه! از بعد صحبتهای ساختارشکنانه در مناظره با موسوی با دوستان بحث میکردیم که حتما آقا در صحبتهای مرقد امام(ره) حال احمدینژاد را میگیرد و حداقل یکی دو نکته در باب اخلاق انتخاباتی میگوید که البته هیچ کدام از اینها اتفاق نیافتاد و به نظرم دوستانی که اینقدر دغدغه نظام و تندروی احمدینژاد را دارند به این نکته باید توجه بیشتری داشته باشند. موقع انتخابات دو خرداد 76، آقا به خاطر یک اتفاق کوچک (راه افتادن کارناوال شادی در روز عاشورا به اسم ستاد خاتمی) موضعگیری کردند، اگر میخواستند راجع به کارهایی که احمدینژاد در مناظره کرد موضع منفی بگیرند حداقل دو سه ساعت باید حرف میزدند و احمدینژاد را نصیحت میکردند! ضمن اینکه بعضی صحبتهای صریح ایشان در دیدار با اعضای مجلس خبرگان در یکسال گذشته هم که در آن صریحا از کسانی که تریبون دارند و علیه وضع موجود سیاهنمایی میکنند(به نظر شما کسی غیر از آقای هاشمی منظور بودند؟!) انتقاد کردند شاهد دیگری بر این مدعاست که خودشان هم دل خوشی از نحوه برخورد آقای هاشمی با دولت نهم نداشتند. نَفسِ صحبتهای مرقد امام(ره) و تذکر های انتخاباتی هم یا خنثی بود و به همه مربوط بود و یا بیش از آن که به احمدینژاد متوجه باشد، متوجه بقیه کاندیداها بود. اختصاص قسمت قابل توجهی از صحبت ها به عزت و اقتدار ایران و توجه دادن به این نکته که برخی که میگویند برگشتن به شعارهای انقلاب موجب سرافکندگی و عقبماندگی ماست بیربط میگویند(قابل یا اینکه مینشینند مثل کروبی و رضایی با هم مشاعره میکنند و چشمک میزنند و یا اینکه یکیشان مثل مناظره موسوی- رضایی، مجری میشود و دیگری به ابهامهای او پاسخ میدهد و به هر حال ته حرفشان نفی شرایط فعلیست که محصول کار احمدینژاد است! تا اینجا راگفتم که دوستانی که خیلی فکر میکنند وای چقدر بیاخلاقی شد و نظام به باد رفت و .... یه کم بنشینند فکر کنند چرا آقا که به لحاظ سابقه تاریخی در موارد پیش پا افتاده تر موضعگیری کرده اند در این قضیه به این مهمی ساکت گذشتند؟ بله من هم شاید با انتخاب مصداق خانم رهنورد برای طرح موضوع مدرک گرایی مدیران موافق نباشم و آن را کجسلیقگی بدانم اما با این حرفهای تیتیش مامانی که وای اخلاق چی شد؟ اصلا موافق نیستم. به نظرم سکوت چهارساله دکتر و این اوجگیری غیرقابل پیشبینی او در این هفته حتی اگر با برنامهریزی برای کسب آراء هم باشد باید هوش و ذکاوت سیاسیاش را تحسین کرد. در طول چهارسال گذشته هرکاری خواستند کردند، هر تهمتی خواستند زدند (و البته بعضیجاها و در بعضی قضایا هم دولت خودش بهانه به دست مخالفان داد) ولی مشی کلی دولت و احمدینژاد این بود که زیاد درگیر پاسخگویی به تخریبها نشود.
هر کاری علیهاش کردند به پشتگرمی بعضیها کوتاه نیآمد. تصویرش را در صفحه اول اعتماد ملی در حالی که میز ریاستش را بغل کرده بود و گفته بود منتقدان را به پای میز محاکمه میکشانم! هیچ وقت فراموش نمیکنم. میگویند چرا گفت بیست و چهار سال؟ چرا همه گذشته نظام را به باد داد؟ خب برای این که همین دانشگاه آزاد که یک نمونه حلقه بسته مدیریتی است و امروز یک کارتل بزرگ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی در کشور است یک شبه به اینجا نرسیده است در طول زمان به اینجا رسیدهاست. این هیچ ربطی به نفی گذشته انقلاب ندارد. حالا دیگه من به خیلی از اتفاقات مشکوک دیگری که در این سالها افتاد و به نظرم بوی کارشکنی علیه دولت ازش میاومد نمیپردازم. قضیه گاز ترکمنستان که وسط سرمای زمستان قطع شد، قضیه بیبرقیهای تابستان اول دولت و ... به نظرم احمدینژاد انرژی پاسخ به همه این کارشکنیها علیه دولت را جمع کرد برای همین یک هفته مانده به انتخابات و با تابوشکنی در بردن اسم بعضیها و شوک دادن به همه، افکار عمومی را به نفع خودش بسیج کرد.
دوستانی هم که میخواهند تا آخر عمرشان مثل سالهای دبیرستان و دانشگاه و تاکسی و سبزی فروشی و .... همواره دنبال توجیه برای نحوه زندگی فرزندان هاشمی و ناطق نوری و x و y باشند خوش باشند. انگار بعضی از ما انقلابی بودن و حزب اللهی بودن را برای این انتخاب کردهایم که راحت باشیم و شرایط موجود را حفظ کنیم و هیچ تکانی نخوریم. انقلابی بودن را انتخاب کردهایم چون محافظهکاریم! میگویند اینها تندروی است. به جایی نمیرسد، کار باید برنامه داشته باشد، معقول باشد، حساب شده باشد.
ثانیا این که اصولا انقلاب آدم را در افقی میاندازد که لوازم طی مسیر برای رسیدن به آن چندان مشخص نیست. آدم یک گرمایی را از دور حس میکند و افقی را میبیند و به رسیدن به آن ایمان دارد اما نمیتواند به تفصیل چگونگی طی راه را برای همه بازگوکند. شاید این قسمت آخر موجب خنده بعضیها هم بشود اما فکر میکنم حالیاست که امروز در خیلی از بچههایی که برای پبروزی دکتر احمدینژاد تلاش ميکنند وجود دارد و هروقت حجاب افق انقلاب اسلامی برای ما کمرنگ شود این حالت تشدید میشود. الآن که این مطلب را مینویسم برایم مهم نیست که چه کسی رئیس جمهور شود. شور و نشاط انقلابیای که در این صحنه برای خیلی از بچهها ایجاد شدهاست به آدم این انرژی را میدهد که تا صد سال هم وسط میدان باشد و بجنگد. این روزها انگار هوای عالم انقلاب است که جان آدم را نوازش میدهد.
+
نوشته شده در شانزدهم خرداد 1388ساعت توسط یک آدم مهم
|
|
|
Powered By Nardeban Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |